قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2954
تاريخ الفي ( فارسى )
خشكى سپاه او هجوم آورند . سپاه و كشتىهاى او پيش آمده كنار دريا از مردم حسن بن علىّ بن يحيى بن تميم گرفتند و نزديك به خندق شهر مهديه رسيدند . چون حسن بر اين حال اطّلاع ، يافت فرمود كه دروازهء شهر مهديه را بگشايند . چون گشادند اوّلا حسن خود مسلّح و مكمّل شده بر اسب عربى تازىنژاد سوار و نيزهء خطى « 1 » بر دست گرفته از دروازه بيرون آمد و حمله بر سپاه يحيى بن عزيز كرد و به آواز بلند گفت كه « منم حسن بن يحيى بن علىّ بن تميم بن معزّ بن باديس . » جماعتى از امرا كه از وى روگردان شده نزد يحيى بن عزيز رفته و باعث آوردن اين لشكر شده بودند ، چون آواز حسن شنيدند همه دست از جنگ بازداشته بر وى سلام كردند . بعد سپاه حسن در پى او درآمده بر كشتىهاى يحيى بن عزيز هجوم آورده چند كشتى را گرفتند و باقى كشتىها را مطرف بن حمدون فرمود كه از كنار دريا دور ساختند . در اين اثناء كشتىهاى رجار فرنگى صاحب جزيرهء صقليه به مدد حسن بن علىّ بن يحيى بن تميم پيدا شده در مقام گرفتن مطرف بن حمدون درآمدند . و غيرت اسلامى حسن بن علىّ بن يحيى نگذاشت كه رجار بر ايشان تعدّى كند ، بنابراين ، كس پيش او فرستاده از كار جنگ بازگردانيد . مقارن اين حال ابن ميمون « 2 » با جمعى كثير از قبايل عرب به مدد حسن رسيدند . مطرف بن حمدون چون اين حالت را مشاهده كرد ، سلامتى خود را غنيمت دانسته روى به بجايه نهاد . و از جمله وقايع اين سال آنكه رجار فرنگى لشكرى بر سر جزيرهاى از جزاير بلاد افريقيه ، كه با وجود آنكه در كثرت عمارت و آبادانى هيچ جزيره در آن ولايت به آن جزيره نمىرسد و نام آن جزيره جربه بود « 3 » همچنانكه الحال نام يك محلّه از محلّات شام كه به عمارت و آبادانى محلّات آن شهر تواند بود محلّهء خراب است ، و چون راقم اين حروف ، احمد بن نصر اللّه تتوى ، در تاريخ سال نهصد و هشتاد و پنجم هجرى به دمشق رسيد وجه تسميهء آن محله را به محلّهء خراب از حكيم شهاب الدّين ، كه از فضلاى روزگار و حكيم صاحب اعتبار آن ديار است و خانهء او نيز در آن محلّه واقع است ، پرسيدم ، فرمود كه « امّا الحال مردم اين محلّه را به واسطهء آن خراب مىگويند كه مسكن محبّان اهل بيت سيّد بشر است . » و امّا اصل اشتهار اين محلّه به اين نام به واسطهء آن شد كه در وقتى كه حضرت صاحبقرانى امير تيمور گوركانى به دمشق رسيد ، چون مردم اين شهر را در دوستى معاويه و يزيد غلوّى تامّ بود ، فرمود كه اكثر
--> ( 1 ) . نيزهء منسوب به خط . و خط لنگرگاهى بوده است به بحرين كه نيزهء خوب مىساخته است . - لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . كامل : ميمون بن زياد . ( 3 ) . جزيرهاى در مغرب در نزديكى شهر قابس كه ساكنان آن بربر بودند - ياقوت ، معجم البلدان .