قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2941
تاريخ الفي ( فارسى )
بن سلطان محمود بعد از شكست يافتن از عمّ خود ، ملك طغرل ، به بغداد رفت و خليفه او را اعزاز و اكرام بسيار نموده در دار الأمان فرود آورد ، ملك مسعود چون بر اين حال مطلع گرديد از گنجه و آذربايجان لشكرى به هم رسانيده متوجّه بغداد شد . چون به نواحى بغداد رسيد ملك داود به رسم استقبال او بيرون رفته در وقتى كه به هم رسيدند ، ملك داود از اسب فرود آمده جهت عمّ خود ، سلطان مسعود ، زمين ادب ببوسيد . سلطان مسعود او را دربر گرفته پدرانه و مشفقانه روى او را بوسه داد . بعد از آن بهاتفاق يكديگر به بغداد درآمدند و سلطان مسعود در دار الاماره قرار گرفت . و اين واقعه در ماه صفر اين سال روى نمود . چون سلطان مسعود در بغداد قرار گرفت ، كس نزد خليفه مسترشد باللّه فرستاد و التماس آن نمود كه خطبه به نام او خوانده شود و بعد از نام او نام ملك داود را به ولايتعهدى او ياد كنند و القاب ملك طغرل مطلقا بايد كه در خطبه مذكور نگردد . خليفه ملتمس او را مبذول داشته نام ملك طغرل [ 52 ب ] را از خطبه ساقط گردانيد . بعد از چند روز ، سلطان مسعود بهاتّفاق برادرزادهء خود ملك داود قرار به آن دادند ، كه خليفه مسترشد باللّه بايد كه لشكرى همراه ايشان كند تا ايشان بهاتفاق يكديگر رفته اولا ، ولايت آذربايجان را صاف كنند و عمّال و نوّاب ملك طغرل را از آن ولايت بيرون كرده متوجّه جنگ او گردند . خليفه قبول اين معنى نيز كرده لشكرى همراه ايشان فرستاد . چون امراى ملك طغرل كه در آذربايجان بودند خبر توجّه سلطان مسعود و ملك داود را ، با لشكرى انبوه ، به آن صوب شنيدند ، اكثر پيش از رسيدن ايشان اهل و عيال خود را برداشته متوجّه ملازمت ملك طغرل شدند ، الّا امير آقسنقر كه وى از تبريز گريخته به اردبيل رفت . سلطان مسعود او را در اردبيل محاصره نمود و جمعى كثير از مردمان او را به قتل رسانيد . امير آقسنقر با معدودى چند گريخته به جانب همدان رفت . سلطان مسعود نيز در پى او عنان به صوب همدان منعطف داشت . چون ملك طغرل از توجّه سلطان مسعود به جانب همدان خبر يافت ايشان نيز لشكرها را از اطراف و جوانب عراق عجم و بلاد جبل جمع نموده از همدان به قصد محاربهء برادر خود ، سلطان مسعود ، بيرون آمد . بعد از رسيدن ايشان به يكديگر ، از اوّل صبح تا نماز ظهر ، آتش جدال و قتال اشتعال داشت . آخر الأمر ، نسيم ظفر بر پرچم علم سلطان مسعود وزيد و طغرل بيگ گريخته روى به قم نهاد و از قم به اصفهان رفته خواست كه در اصفهان متحصّن شود ، كه اهالى اصفهان به آن معنى راضى نشدند . ملك طغرل از ترس ايشان گريخته به جانب فارس رفت . سلطان مسعود در ماه شعبان به همدان درآمد . روز اوّل امير آقسنقر احمديلى را باطنيان در همدان به قتل رسانيدند و در زبانهاى مردم شايع شد كه او را به اشارهء سلطان مسعود كشتند . به