قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2905
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و دوازدهم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه امير عماد الدّين زنگى شهر حلب را ، با قلعهء آن ، مالك شد . تفصيل اين مجمل آنكه در زمان حكومت امير آقسنقر برسقى بر موصل و جزيره ، حلب را به پسر خود ، عزّ الدّين مسعود ، داده بود . و چون امير آقسنقر فوت شد ، عزّ الدّين مسعود - چنانچه سابقا قلمى شد - به موصل آمد . و از موصل به ملازمت سلطان محمود رفت و ولايات پدر خود را به نام خود حاصل كرده بازگشت و در حلب از قبل خود امير قومان را گذاشته بود . و چون از پيش سلطان بازگشت ، منشور ايالت حلب را به امير قتلغابه « 1 » داده او را به حلب فرستاد . و خود از موصل به عزم تسخير شهر رحبه عنان عزيمت به آن صوب منعطف داشته شهر رحبه را محاصره نمود . و چون امير قتلغابه به حلب رسيد و منشور ايالت خود را ظاهر ساخت ، امير قومان گفت كه « من به اين منشور هرگز شهر حلب را به تو نخواهم داد ؛ چه ، ميان من و امير عزّ الدّين مسعود يك نشانهاى است . تو هرگاه آن نشانه را ظاهر مىسازى من شهر را به تو مىسپارم . » قتلغابه پرسيد كه « آن نشانه چيست ؟ » گفت كه « صورت آهويى . » و امير عزّ الدّين در تصوير بىنظير زورگار خود بود . بنابراين ، امير قتلغ ابه بازگشته متوجّه ملازمت امير عزّ الدّين مسعود گشت ، كه از وى صورت آهو گرفته ، حلب را از دست امير قومان بستاند . اتّفاقا ، چون امير قتلغابه به رحبه رسيد عزّ الدّين مسعود فوت شد . پس امير قتلغابه ايلغار نموده باز به جانب حلب آمد و خبر فوت امير عزّ الدّين مسعود را ظاهر ساخت . مردم حلب به
--> ( 1 ) . يكى از بندگان شرف الدوله ابهرى صاحب ابهر .