قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2888

تاريخ الفي ( فارسى )

جلولا كوچ كرده ، به جانب هارونيه « 1 » رفتند . خليفه نيز از خالص كوچ كرده به دسكره آمد . پس دبيس با ملك طغرل قرار داد كه مصلحت آن است كه ما از گذر دياله « 2 » و تامّرا « 3 » گذشته ، جسر نهروان را ببريم ، و دبيس كنار آب بنشيند كه هيچ احدى گذر نتواند نمود و ملك طغرل راست برود و به بغداد درآيد . القصّه ، قرار بر اين داده از هارونيّه كوچ كرده متوجّه بغداد شدند . و ملك طغرل از تامّرا عبور كرده ميانهء تامرا و دياله فرود آمد . و دبيس ، پيش رفته ، از دياله گذشتند منتظر طغرل بود كه آن شب ، از اتّفاقات عجيبه ، ملك طغرل را تب محرق پيدا شد و به واسطهء تشويش آن نتوانستند به دبيس رسيدن . و بر دبيس ، آن شب ، آن‌چنان باران باريد ، كه هرگز در آن ديار به آن كثرت باران نشده بود . و چون صباح شد دبيس با دويست سوار كه همراه داشت ، همه گرسنه و جامه‌هاى تر شده ، در آنجا متحيّر ماندند ؛ چه ، ايشان به اميد آنكه ملك طغرل از عقب مىرسد هيچ چيز همراه برنداشته بودند . اتّفاقا در اين اثنا ، كه ايشان از گرسنگى و سرما نزديك به هلاكت رسيده بودند ، ديدند كه از دور سى شتر پربار مىروند . جماعتى دويدند و آن شتران را بازگردانيده ، معلوم شد كه بار آن شتران طعام خليفه است و جامه‌هاى دوخته كه به اردوى خليفه مىبرند . دبيس فى الحال ، بار شتران را باز كرده و جامه‌ها را بر سپاه قسمت كرد و طعام‌ها را نيز قسمت كرده از گرسنگى و برهنگى خلاص شدند . بعد از خوردن طعام دبيس فرمود ، كه يك ساعت ، همين‌جا توقّف بايد نمود تا خبر ملك طغرل تحقيق شود . پيش از آنكه ملك طغرل به آنجا برسد ، به خليفه رسانيده بودند كه ملك طغرل به بغداد درآمد . بنابراين ، مردم خليفه از هم جدا شده هر يكى به جانبى رفتند و خليفه با سيصد سوار متوجّه بغداد شد . اتّفاقا ، عبورش به موضعى افتاد كه دبيس با دويست سوار خوابيده بود . چون از دور علم خليفه ظاهر شد ، دبيس برخاست و از دور زمين ادب بوسيده ، با دويست سوار خود صف كشيده ، بايستاد و زبان به عذرخواهى گشود و اظهار اطاعت و بندگى نمود ، چنانچه ميانهء او و يرنقش زكوى حرف و حكايت بسيار شد . امّا خليفه از ترس ملك طغرل آنجا توقّف نتوانست نمود ، كه مبادا او به بغداد درآيد . بنابراين ، خليفه از آب گذشته به بغداد درآمد و از روى جمعيت خاطر جلال الدّين بن صدقه را با لشكرى انبوه به دفع دبيس فرستاد « 4 » . دبيس پيش از آن به ملك طغرل ملحق شده عنان

--> ( 1 ) . شهر كوچكى در نزديكى مرعش از ثغور شام - ( منبع پيشين ) . ( 2 ) . محلى در حجاز - ( منبع پيشين ) . ( 3 ) . تامّرا : طسوجى در جانب شرقى بغداد و داراى نهر وسيعى است كه در هنگام مدّ ، سفينه‌ها در آن رفت‌وآمد كنند . اين نهر از شهر زور و كوه‌هاى مجاور آن سرچشمه مىگيرد . - ( لغت‌نامهء دهخدا ) ( 4 ) . ابن اثير مىنويسد : خليفه بر حالش رحمت آورده به صلح با او تن در داد . وقتى وزيرش جلال الدّين بن صدقه نيز از راه رسيد ، فكر او را مورد ستايش قرار داد . - ( الكامل ، ج 10 ، ص 628 ) .