قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2874

تاريخ الفي ( فارسى )

ملك طغرل را بر گرفتن عراق تحريص و ترغيب نمود ؛ چنانچه عن‌قريب احوال او در سنوات آينده مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال ، آنكه صاحب حلب ، بدر الدّوله سليمان بن عبد الجبار بن ارتق ، به واسطهء عجز از دست فرنگ ، كه به هرچند روز بر سر ولايت او مىآمدند و تاخت و تاراج مىنمودند ، كس پيش ايشان فرستاده پيغام داد كه « اگر شما بعد از اين دست‌درازى به ولايت من نكنيد من حصن‌اثارب « 1 » به شما مىدهم » فرنگان چون مژدهء حصن‌اثارب را - كه از مشاهير قلاع آن ديار بود - [ شنيدند ] ، آن را غنيمت دانسته به مصالحه راضى شدند . بنابراين ، بدر الدّوله ، در ماه صفر اين سال ، حصن‌اثارب را تسليم ايشان نمود و رعاياى خود را از دست تاخت و تاراج ايشان خلاص گردانيد . و چون اين خبر به بلك بن بهرام رسيد دانست كه بدر الدّوله از نگاه داشتن ولايت خود عاجز است و آن ولايت از حوصلهء او بيرون است . بنابراين ، او نيز با لشكرى انبوه متوجّه مدينهء حرّان كه از جمله ولايات بدر الدّوله بود ، شده در ماه ربيع الاوّل ، شهر حران را محاصره نمود . و كار بر اهالى آن شهر كه به واسطهء منع غلّه و سوختن زراعت‌هاى ايشان تنگ ساخته ، آخر الأمر در غرّهء شهر جمادى الأول ، پسر عمّ بدر الدّوله امان خواسته ، شهر حرّان را با قلعه‌اش به وى سپرد و بلك بن بهرام به شهر حران درآمده دختر ملك رضوان را [ 16 الف ] ، كه در آن شهر مىبود ، به عقد نكاح خود درآورد و در حكومت آن شهر استقلال پيدا كرد ، تا آنكه كشته شد ؛ چنانچه تفاصيل احوال او بعد از اين مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال ، آنكه رجار فرنگى صاحب جزيرهء صقليه ، به واسطهء كدورتى كه ميانهء او و علىّ بن يحيى بن تميم والى افريقيّهء مغرب به هم رسيده بود - چنانچه تفصيل آن سابقا قلمى شد - بعد از فوت على مذكور ، لشكرى عظيم به هم رسانيده بر سر حسن بن على رفت . و تفصيل اين مجمل آنكه چون علىّ بن يحيى ، به سبب آنكه رجار ترك عهد و پيمان خود نموده و شروع در تاخت و تاراج علىّ بن يحيى كرده بود ، كس پيش امير المسلمين علىّ بن يوسف بن تاشفين ، والى مراكش ، فرستاده با يكديگر عهد و پيمان نموده در مقام آن شدند ، كه به‌اتّفاق يكديگر بر سر رجار فرنگى رفته او را از جزيرهء صقليه بيرون كشند . اتّفاقا پيش از آنكه ، متوجّه آنجا شوند علىّ بن يحيى داعى حقّ را اجابت كرد و سفر آخرت پيش گرفت ، و علىّ بن يوسف بن تاشفين ، بعد از فوت علىّ بن يحيى ، لشكر انبوه به هم رسانيده بر سر ولايت

--> ( 1 ) . م ، ق : انارب ؛ ش : ايارب : اثارب ، قلعه‌اى است معروف بين حلب و انطاكيه . - ( ياقوت ، معجم البلدان ، ذيل عنوان ) .