قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2870

تاريخ الفي ( فارسى )

حكم فرمود كه او را بر دروازهء شهر تبريز به دار كشيدند . و وى در اصل غلامى ترك بود ، از غلامان سلطان محمّد آقا ، كه در شجاعت و عدالت و سياست نظير نداشت ؛ چنانچه وقتى كه در موصل مىبود كردان سرحد به زور قلاع خود ، آن‌چنان در آن راه دست‌درازى مىكردند كه تردّد سوداگران از آن را بالكليّه بسته شده بود . و حكّام موصل و جزيره از دفع ايشان عاجز آمده . چون جيوش بيگ به آن ولايت درآمد به زور مردى و مردانگى خود ، اكثر قلاع ايشان را از دست ايشان برآورده ، از ولايت خود بيرون كرد و شهر هكّاريه « 1 » كه از مشاهير شهرهاى كردان بود و همچنين شهرهاى زوزان « 2 » و شهر بشنويه « 3 » شهر خافة الاكراد « 4 » را از ايشان گرفت و كردان از ترس او مطلقا پاى به آبادانى نمىنهادند و به كوه‌ها پناه برده به فلاكت تمام زيست مىنمودند . و هيچ كردى از خوف و هراس جيوش بيگ دست به سلاح نمىكرد . و در اين سال در ولايت ديار بكر ، نزديك به قلعهء ذى القرنين ، معدن مس پيدا شد كه پيش از آن هيچ‌كس از آن نشان نمىداد . و هم در رمضان اين سال از اعيان امرا ، امير ايلغازى بن ارتق در ميّافارقين فوت كرد و پسر او حسام الدّين تمرتاش قلعهء ماردين را به تصرّف خود درآورد و پسر ديگرش ، سليمان كه در حبس پدر بود ، ميّافارقين را به ضبط خود درآورد و حلب را برادرزاده‌اش بدر الدّوله سليمان بن عبد الجبار بن ارتق داشت . « 5 » و در ماه شوّال اين سال ، از مشاهير علما حسين بن مسعود ابو محمّد البغوى « 6 » ، كه از تصانيف او شرح السنة و تفسير مشهور « 7 » به بغوى و « تهذيب فقه » « 8 » و الجمع بين الصحيحين و « مصابيح حديث » « 9 » است ، وفات يافت . وى با وجود تبحّر در علوم ، به زهد و رياضت و كثرت عبادت از ابناى زمان ممتاز بود .

--> ( 1 ) . شهر و ناحيه‌اى در بخش شمالى موصل در جزيرهء ابن عمر - ( ياقوت ، معجم البلدان ، ذيل عنوان ) قبيلهء هكارى يكى از قبايل كرد در شمالىترين بخش جزيره بودند كه در دژهاى خود در ميان ديگر اكراد زندگى مىكردند . اتابك زنگى كوشيد آنان را مطيع گرداند و بر بسيارى از دژهاى آنان دست يافت . ( 2 ) . ناحيهء وسيعى در جزيره ، از حدود موصل تا حدود سلماس ، متشكل از قلاع و شهرهاى مختلف - ( منبع پيشين ، ذيل عنوان ) . ( 3 ) . منظور شهرى است كه كردهاى بشنويه در آن مىزيسته‌اند . ( 4 ) . چنين شهرى يافت نشد . مقايسه شود با متن الكامل ( ج 10 ، ص 604 ) " . . . و خافه الاكراد . . . " كه به ترس كردها از وى اشاره دارد . ( 5 ) . اختلاف و شقاقى كه به دنبال مرگ امير ايلغازى به وجود آمد موجب شد كه تا مدتى از اين منطقه خطرى متوجّه سلطان محمود سلجوقى نگردد . - ابن جوزى ، المنتظم ، ج 9 ، ص 218 ؛ ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 463 . ( 6 ) . در متن به صورت حسين بن محمد آمده است . وى حسين بن مسعود يغوى ، فراء ، نقيه شافعى كه در 510 يا 516 ه . ق در مرورود درگذشت . ( 7 ) . نام كامل اين تفسير ، لباب التأويل فى معالم التنزيل است . ( 8 ) . نام اين اثر التهذيب ( در فقه شافعى ) است . ( 9 ) . نام اين اثر چاپ شده مصابيح السنة است ، در حديث .