قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2859
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال پانصد و پنجم از رحلت خير البشر در ماه صفر اين سال ، سلطان محمود سلجوقى ايالت ولايت موصل و جزيره « 1 » و سنجار را به امير آقسنقر برسقى عنايت فرمود ، و او را در باب جنگ با فرنگان بسيار مبالغه نمود . و هم در اين سال ، امير ايلغازى را به ايالت ولايت ميّافارقين سرافراز ساخت . و در اين سال ، در مصر سه روز باد سياه وزيد و خلقى بسيار از آن رهگذر هلاك شدند از آدميان و ساير حيوانات . و هم در اين سال ، در حجاز زلزلهاى عظيم واقع شد كه ركن يمانى كعبهء معظّمه « 2 » ، زادها اللّه شرفا و تعظيما ، از جاى خود بجنبيد ؛ و در مدينه پارهاى از مسجد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، بيفتاد . و هم در اين سال ، در مكّه مردى علوى پيدا شد كه به وعظ گفتن مردم را فريفته ساخت ؛ و كار او ، به واسطهء هجوم عوام خلق بر فرمانبردارى ، به جايى رسيد كه او را ميل حكومت مكّه مىباشد . بنابراين ، صاحب مكّه او را از مكّه اخراج نموده به بحرين فرستاد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در آخر ماه ربيع الآخر ، امير علىّ بن يحيى بن تميم ، صاحب افريقيّهء مغرب ، وفات يافت ؛ و پسرش ، حسن بن علىّ بن يحيى بن تميم بن معزّ ، در سن دوازده سالگى ، به جاى پدر بر سرير حكومت آن ديار قرار گرفت ، زمام مهمّات به صندل خادم « 3 » قرار
--> ( 1 ) . جزيرهء اقور يا قور و اقليم قور نيز گويند . نام قديم شهرهاى بين النهرين عليا كه در پايان دورهء خلافت امويان ، موصل كرسى آن گرديد . ( 2 ) . ركن يمانى يكى از اركان كعبه است . و آن ركنى است كه در سمت يمن واقع شده است . ركن دوم را ركن بصرى ، و سوم را ركن عراقى ، و چهارم را ركن شامى ، گويند ( لغتنامهء دهخدا ) ( 3 ) . الكامل : صندل خصى - ( ج 10 ، ص 598 ) .