قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2835

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال پانصد و سيّم از رحلت خير البشر در اين سال ، مخالفت ورزيدن سلطان طغرل است با برادرش سلطان محمود . و كيفيّت اين واقعه را در تواريخ چنين آورده‌اند كه چون سلطان محمّد فوت شد ، سلطان محمود به جاى او برنشست . طغرل در آن وقت در قلعهء « سرجهان » « 1 » مىبود و اتابكى او متعلّق به امير شيرگير - كه در وقايع اسماعيليه شمّه‌اى از احوال او گذشت - بود . جاگير امير شيرگير ولايت ساوه و آوه و زنجان بود . القصّه ، چون امير شيرگير فوت سلطان محمّد شنيد ، از محاصرهء قلعهء الموت برخاست و پيش طغرل رفته او را بر مخالفت برادرش محمود ترغيب كرد . و چون سلطان محمود اين بشنيد ، شرف الدّين انوشيروان بن خالد « 2 » را با خلعتى خاصّه و نفايس تحف و هدايا و سى هزار دينار زر نقد پيش طغرل فرستاد و پيغام داد كه به مجرد رسيدن به اين حدود ، از ولايت آن‌قدر كه مرغوب تو باشد به تو ارزانى داشته خواهد شد . چون شرف الدّين مذكور نزد طغرل رفته پيغام سلطان محمود رسانيد و خلعت زردار گذرانيد ، امير بكتغدى بيگ « 3 » - كه از امراى كبار سلطان محمود بود و سلطان محمود در اوّل حال كه بر سرير سلطنت قرار گرفت او را به اتابكى طغرل فرستاده بود و غرض سلطان محمود آن بود كه مبادا از امير شيرگير مخالفتى سرزند ، اتّفاقا آنچه سلطان از امير شيرگير از مخالفت

--> ( 1 ) . م : سرحد ماهان ؛ ق : سرماهان ؛ ش : سرحدهان . از روى الكامل ( ج 1 ، ص 547 ) و العبر ( ج 2 ، ص 769 ) تصحيح شد . قلعه‌اى بوده بر سر كوهى كه محاذى طارمين است ، بر پنج فرسنگى سلطانيه به جانب شرقى . ( نزهة القلوب ) ( 2 ) . ابو نصر شرف الدين انوشيروان بن خالد فيضى كاشانى ، سديد الحضره ( متوفى 532 ه . ق ) . ( 3 ) . م : امير كسعدى ؛ ق ، ش : امير كسعدى . ( بدون نقطه‌گذارى ) . وى امير بكتغدى حاجب از سرداران سپاه سلطان محمود و مسعود . تصحيح براساس راحة الصدور و زبدة التواريخ .