قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2827
تاريخ الفي ( فارسى )
كه سلاطين بايد كه خواهان مرگ يكديگر نباشند ، چه ، به مقتضاى اوضاع فلكى ، طالعهاى ايشان اكثر اوقات با يكديگر موافق و مناسب مىباشد در ضعف و قوّت . و در اين باب اهل نجوم دلايل و برهان اقناعى منضم به تجربهء بسيار آوردهاند . و كسى كه ميل اطّلاع بر آن دارد رجوع به كتب احكام نجوم كند . ذكر خلافت المسترشد باللّه ابو منصور فضل بن العباس بن المستظهر باللّه عباسى او وليعهد پدر خود بود مدّت بيست و سه سال . چه در اوايل خلافت پدرش ، مستظهر ، دو برادرش ، كه يكى عبد اللّه محمّد و ديگرى ابو طالب العباس ، و بنى اعمام او ، پسران مقتدى بأمر اللّه ، بهاتّفاق جميع امرا و سادات و قضات و ساير اعيان دولت ، به او بيعت كردند . و مساعى در گرفتن بيعت مسترشد باللّه ، قاضى ابو الحسن دامغانى بود كه در آن وقت نايب الوزارة بود . و در ايّام خلافت عباسيّه ، غير از سه نفر از قضات - كه يكى احمد بن ابى داوود كه متولّى اخذ بيعت از براى الواثق باللّه بود ، دويّم قاضى ابو على اسماعيل بن اسحاق كه متولى اخذ بيعت از براى معتضد باللّه بود ، و سيّم ابو الحسن دامغانى مذكور - هرگز [ ديگران ] در امر خلافت و بيعت مدخليت نداشتند . و بعد از آنكه بر مسترشد قرار يافت ، قاضى القضات را از نيابت وزارت عزل نمود ، و ابو شجاع محمّد بن ربيب را به منصب وزارت سرافراز نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه چون امر بيعت بر مسترشد باللّه قرار گرفت ، برادرش ، ابو الحسن « 1 » بن مستظهر باللّه ، با سه نفر از ملازمان خود در كشتى سوار شده به جانب مداين رفت ، و از مداين به حلّه روى آورد و پناه به دبيس بن صدقه ، كه والى حلّه بود ، برد . دبيس او را عزيز داشته به انواع تعظيمات او را ملاقات كرد . چون اين خبر به سمع مسترشد باللّه ، برادرش ، رسيد ، نقيب النقباء ، شرف الدّين علىّ بن طراد زينبى « 2 » را به طلب او نزد دبيس « 3 » فرستاد . دبيس مقدم او را عزيز داشت و به عرض خليفه رسانيد كه « بنده از بندگان مخلص خليفه است و در جميع اوامر و نواصى مطيع و منقاد . امّا چون برادر خليفه پناه به منزل من آورده ، من اين عار را بر خود و قبيلهء خود روا نمىدارم كه او را از منزل خود بيرون كرده به كسى دهم . » چون نقيب
--> ( 1 ) . نام وى على بود . او شاعر هم بوده است ، و عماد كاتب نمونهء اشعارش را در خريدة القصر ( ج 1 ، ص 35 ) آورده است . ابو الحسن على ، بنابه تصريح ابن اثير ، در سال 525 ه . ق از دنيا رفته است . ( 2 ) . هر سه نسخه : زبيبى . علّت اينكه على بن طراد را « زينبى » مىگفتند اين است كه نسب آنان به زينب ، دختر سليمان بن علىّ بن عبد اللّه بن العباس ، منتهى مىشد . - خريدة القصر ( ج 1 ، ص 209 ) به نقل مرحوم حسن قاضى طباطبايى ، تعليقات و حواشى بر تجارب السلف ، ص 271 . ( 3 ) . در متن به صورت " ديكن " آمده است .