قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2826
تاريخ الفي ( فارسى )
چون وى متوجّه بغداد شد ، مجاهد الدّين از بغداد گريخت و به تكريت ، كه جايگير او بود ، رفت . پس امير آقسنقر بعد از اندكمدتى از شحنگى معزول شد ، و شحنگى به امير منكوبرس « 1 » ، كه از اكابر امراى سلطان محمّد بود ، دادند ؛ و امير منكوبرس ، به نيابت خود ، امير حسين بن ازبك « 2 » را ، كه از امراى ترك و صاحب اسدآباد و پسرخواندهء او بود ، به شحنگى فرستاد . چون وى بدان نواحى رسيد ، امير آقسنقر برسقى از خليفه مستظهر باللّه التماس نمود كه كس خود نزد امير حسين فرستاده او را چند روز متوقّف نمايد كه جواب عريضهء او از نزد سلطان بازآيد . چون فرستاده امير حسين آمد ، امير حسين گفت كه اگر خليفه امر فرمايد كه من بازگردم قبول دارم ، امّا توقّف در بيرون بغداد تا آمدن جواب عريضه به هيچ وجه ممكن نمىشود . القصّه ، امير حسين بىتوقّف متوجّه بغداد شد . آقسنقر سپاه خود را مستعد كرده از بغداد بيرون آمد ، و در ظاهر بغداد « 3 » ميان ايشان جنگ بالا گرفت . آخر الأمر ، برادر امير حسين كشته شد ؛ و امير حسين خود با جمعى گريخته به اردوى محمود پيوست . اين واقعه در ربيع الاوّل روى نمود ، قبل از وفات خليفه . و در اين سال ، در شانزدهم ربيع الآخر ، مستظهر باللّه احمد بن مقتدى بأمر اللّه در سن چهل و يك سال و شش ماه و شش روز ، به علّت يرقان ، وفات كرد . مدت خلافت او بيست و چهار سال و سه ماه و يازده روز بود . وزراى او يكى ، عميد الدّوله ابو منصور بن جهير بود ؛ و ديگرى ، سديد الدّوله ابو المعالى المفضل بن عبد الرّزاق اصفهانى ؛ و سيّم ، زعيم الرؤساء ، ابو القاسم بن جهير ، و چهارم ، مجد الدّين ابو المعالى هبة اللّه بن المطّلب ؛ و پنجم ، نظام الدّين ابو منصور حسين بن محمّد بود . و نوّاب وزراى او دو كس بودند : يكى ، امين الدّوله ابو سعد بن موصلايا ؛ و دويّم ، قاضى القضاة ، ابو الحسن « 4 » علىّ بن محمّد دامغانى . و در ايام خلافت او ، خطبه به نام سه كس از سلاطين سلجوقيه در بغداد و ساير بلاد عراق خوانده شد : يكى ، تاج الدّوله تتش بن الپ ارسلان ؛ دويّم ، سلطان بركيارق بن ملكشاه ؛ سيّم ، برادرش ، سلطان محمّد . و از عجايب اتفاقات آنكه بعد از فوت سلطان الپارسلان ، فوت قائم خليفه دست داد ؛ و بعد از فوت ملكشاه ، فوت مقتدى بود ؛ و بعد از فوت سلطان محمّد ، در شانزدهم شهر ربيع الآخر ، فوت خليفه مستظهر باللّه واقع شد . و اين از عجايب اتّفاقات است . و لهذا حكما گفتهاند
--> ( 1 ) . م : منكبرى ؛ ق ، ش : منكرى . به قياس الكامل ، ج 10 ، ص 534 . و العبر ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، 768 ) تصحيح شد . ( 2 ) . ق : امير حسين بن اوزبك . ش : امير حسين بن اتابك . ابن اثير نيز وى را « امير حسين بن ازبك » ناميده است ، الكامل ، ج 10 ، ص 534 . ( 3 ) . بيرون بغداد ( 4 ) . در متن ابو الحسين آمده است . تصحيح براساس ابن اثير ، الكامل ج 10 ، ص 535 .