قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2812

تاريخ الفي ( فارسى )

خراسان بيرون نرفته باشد ، او را از زبان ما بگوى كه اگر توانى ميانهء برادران مهمّ به صلح قرار دهى بهتر از آن است كه جنگ بايد كرد . » القصّه ، امير انر وقتى رسيد كه سلطان سنجر چند منزل از خراسان به جانب غزنين رفته بود ؛ بنابراين ، امير انر مطلقا چيزى كه دلالت بر منع او كند اظهار نكرد . و ارسلانشاه ، از غايت اضطراب ، علىحدّه كس پيش امير انر فرستاد و او را ، به انواع تحف و هدايا و قبول اموال بسيار ، بر آن داشت كه به سلطان سنجر از سلطان محمّد چيزى بگويد كه او از اين داعيه بازگردد . امير انر هرچند در اين باب بيشتر سعى نمود كمتر فايده داد ، و سلطان سنجر كوچ بر كوچ متوجّه آن صوب گشت . ارسلانشاه چون از جانب سلطان محمّد و امير انر نااميد شد ، زن عمّ « 1 » خود را ، كه خواهر سلطان سنجر بود از مادر سلطان بركيارق ( كه برادر سلطان سنجر بود و قبل از اين به جنگ سلطان بركيارق فوت شد ) « 2 » و شوهر آن زن را پدر ارسلانشاه كشته بود و آن عورت را در غزنين نگاه داشته و بعد از مدتى به حبالهء نكاح خود درآورده بود ، نزد سلطان سنجر فرستاد كه از وى درخواست گناه او نموده از اين عزيمت بازدارد ؛ و مبلغ دويست هزار دينار زر سرخ و از انواع جواهر نفيسه و تحفه‌هاى هندوستان بسيار همراه خواهر سلطان سنجر نمود و التماس نمود كه سلطان سنجر ، بهرامشاه را براى او بفرستد . چون خواهر سلطان سنجر از ارسلانشاه بسيار آزرده‌خاطر بود ، سلطان سنجر را بر رفتن غزنين تحريص كرد و تسخير آن ولايت را آسان تقرير كرد و از انواع ظلم ارسلانشاه به كشتن برادران خود ، به انواع عقوبت ، به عرض سلطان سنجر رسانيد و وى را در آن باب چنان به جدّ ساخت كه ما فوق نداشت . القصّه ، چون ارسلانشاه از ممّر خاطر سلطان سنجر نيز نااميد شد ، وى نيز در مقام [ 2 الف ] جمع سپاه برآمده سى هزار سوار و پيادهء بىشمار و يك‌صد و شصت فيل ، كه بر هر فيلى چهار مرد مسلّح سوار بودند ، مستعد جنگ شده از غزنين بيرون آمد . و چون سلطان سنجر به بست « 3 » رسيد ، يكى از غلامان خود را نزد ارسلانشاه فرستاد .

--> ( 1 ) . باسورث ( ترجمهء تاريخ ايران كيمبريج ، ج 5 ، ص 157 ) اين زن را ، مهد عراق ، بيوهء پدر ارسلانشاه [ علاء الدّوله مسعود سوم ] و احتمالا مادر خود ارسلانشاه معرفى مىكند . باسورث اين اسناد فرزندى را از قول غلام مصطفى خان مىآورد ، از اين منبع : " A History of Bahram Shah of Ghaznin " Islamic Culture , 1971 , Vol . 23 , PP . 64 - 66 . ( 2 ) . مطلب بين ( ) از اضافات « ق » است . ( 3 ) . در اين شهر ارسلانشاه وزير خود را نزد صدر الدين محمد ، وزير سلطان سنجر ، فرستاد و تعهد كرد كه اگر او سنجر را -