قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2807

تاريخ الفي ( فارسى )

عالم امتياز داشت كه تا آن زمان هيچ احدى آن قلعه را به جنگ نگرفته بود ؛ چه ، قريب به دو فرسخ درّه‌اى است كه راه به دررو ندارد و بر پيشگاه آن درّه بر قلّهء كوه اين قلعه واقع است . القصّه ، چون چاولى به پاى آن قلعه رسيده ملاحظه نمود ، يقين او شد كه گرفتن اين قلعه به جنگ از جمله محالات است . بنابراين ، در مقام مكر و حيله شده مطلقا در پاى آن قلعه توقّف نكرده بازگشت ؛ چنانچه اهل قلعه را گمان ، بلكه يقين ، ايشان آن شد كه امير چاولى چون از گرفتن قلعه نااميد گشت ، بالضّروره به‌جانب شيراز مراجعت نمود . امير چاولى يك منزل به جانب شيراز رفته باز عنان عزيمت به جانب كرمان منعطف داشت و از راه كرمان متوجّه آن قلعه شد . چون به حوالى آن قلعه رسيد ، اهل قلعه به گمان آنكه ابراهيم بيگ است كه از ارسلانشاه لشكر گرفته مىآيد ، خوشحاليها نموده دروازهء قلعه را جهت امير چاولى بازكردند . به مجرّد درآمدن او در قلعه ، فرمود كه تمامى اهالى آن قلعه را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك ساختند و اموال و اسباب تمامى ولايت دارابجرد را از آن قلعه تصرّف نموده عمّال و نوّاب خود را در آنجا گذاشته به جانب شيراز مراجعت نمود . در اثناى راه ، كس پيش حسن مبارز فرستاده گفت كه : اگر ميل زندگانى خوددارى از قلعه فرود آمده همراه من باش كه به كرمان مىروم ، و إلّا آنچه مىبينى از خود خواهى ديد . حسن مبارز چون چاره غير از اطاعت نداشت بالضّروره از قلعه پايين آمده با امير چاولى همراهى نمود . امير چاولى نيز او را به اعزاز و اكرام پيش آمده آنچنان با او سلوك مىكرد كه از دغدغهء خاطر فارغ گشت . القصّه ، امير چاولى عنان عزيمت به جانب كرمان منعطف داشت و پيشتر از خود ، قاضى شيراز ، قاضى ابو طاهر عبد اللّه بن طاهر ، را پيش ارسلانشاه فرستاده پيغام داد كه : اگر مردم شبنكاره را ، كه رعيت سلطان‌اند ، از كرمان بيرون كرده به جانب شبنكاره فرستادى فهو المراد ، و إلّا آمادهء جنگ باش . ارسلانشاه كس پيش او فرستاده از در ملايمت و فروتنى درآمد و گفت : اين جماعت پناه به من آورده‌اند . ملتمس آن است كه امير چاولى از گناه ايشان درگذرد و الحال تكليف آمدن ايشان به آن حدود ننمايند ، كه بسيار هراسان و ترسان‌اند ، ان شاء اللّه بعد از اين ، چون آوازهء عدالت و نيكنامى شما به اطراف و جوانب خواهد رسيد ، ايشان همه خود را از سر قدم ساخته به وطن خود مراجعت خواهند نمود . ارسلانشاه با وجود اين ملايمت حزم سپاهيانه نگاهداشته وزير خود را با لشكرى عظيم فرستاد كه در سيرجان ، كه سر راه امير چاولى بود ، بوده باشند .