قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2808
تاريخ الفي ( فارسى )
چون ايلچى ارسلانشاه از كرمان به خدمت امير چاولى رسيده پيغام او را تقرير نمود ، امير چاولى اظهار خوشحالى نموده گفت : ملتمس ارسلانشاه قبول نمودن واجب است . هرچه ايشان فرمايد ، از [ 337 الف ] وى تجاوز نخواهد شد . و ايلچى را رعايت بسيار نموده به جانب خود آورد . و چون ايلچى ارسلانشاه فريفتهء رعايت او شد ، امير چاولى با وى گفت كه : اكنون مصلحت آن است كه تو بازگردى و به ايشان بگويى كه امير چاولى التماس شما را قبول كرده بازمىگردد . امّا توهّم آن دارد كه اين لشكرى كه در سيرجان نشسته مبادا در وقت بازگشتن من از ايشان حركتى ناشايستهاى ، چنانچه قاعدهء سپاهيان است ، سرزند . بنابراين ، مىگويد كه اولا ايشان به جانب كرمان بازگردند تا من به جانب شيراز مراجعت نمايم . القصّه ، ايلچى ارسلانشاه مرخّص شده متوجّه كرمان شد و امير چاولىسقاوو نيز عقب او روانهء آن طرف گشت . ايلچى چون به سيرجان رسيده اين پيغام را به وزير رسانيد ، وزير فى الحال از سيرجان كوچ كرده متوجّه ملازمت ارسلانشاه شده ، و امير چاولى ايلغار كرده خود را به قلعهء فرج « 1 » ، كه بر سر فارس و كرمان واقع است ، رسانيده آن قلعه را جبرا و قهرا به حوزهء تصرّف خود درآورد . چون اين خبر ، به ارسلانشاه رسيد ايلچى خود را طلبيده ، گفت كه : تو به چه تقريب لشكر سيرجان را بازگردانيدى ؟ ايلچى در مقام عذر درآمده ، گفت كه : من بر نفاق چاولى اطلاع نداشتم و آنچه ظاهرا به من گفت من آن را در آن صادق خيال كرده بودم . در اين وقت ، شخصى كه بر حقيقت حال اطلاع داشت و در حضور ارسلانشاه با وى گفت كه : تو دروغ مىگويى . تو با او اين قرار داده بودى ، و لهذا چاولى يكى از نوكران خود همراه تو كرده كه جميع اخبار اين جايى را به وى مىنوشته باشد . چون نيك تفحّص كردند ، فرّاشى از فرّاشان چاولىسقاوو همراه وى بود . پس ، ارسلانشاه فرمود كه ايلچى خود را با آن فرّاش بر دار كشيدند و در ساعت شش هزار سوار جرّار به جنگ او فرستاد . اين جماعت چون به سرحدّ كرمان رسيدند شخصى موسىنام ، كه نگاهبانى آن سرحدّ به او متعلّق بود ، پيش سپهسالار آن لشكر آمده به عرض رسانيد كه : شما به اين راه راست مرويد ؛ چه ، چاولى همه جا مردم خود را به جاسوسى فرستاده و در مقام تحقيق است . مصلحت آن است كه شما همراه من باشيد تا شما را از راهى بر سر چاولى برم كه او را مطلقا خبر نبوده باشد . القصّه ، ايشان سخن موسى را قبول نموده همراه او شدند . چاولى چون اين خبر شنيده بود كه ارسلانشاه لشكرى فرستاده ، جماعتى را به طريق قراولى به آن راه راست فرستاد كه خبر
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : فرح . بنابه تصريح ياقوت ، فرج شهرى است در آخر اعمال فارس ؛ - معجم البلدان .