قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2772
تاريخ الفي ( فارسى )
از حلب گذشته به معرّة النعمان « 1 » رفتند . آنجا اتابك طغدكين به ايشان ملحقّ شد . بعد از آمدن طغدكين به اردوى سلطان مسعود ، از هواى كار چنين فهميد كه امرا در مقام گرفتن او سعى دارند . بنابراين ، او پنهانى كس به فرنگ فرستاده با امراى ايشان متّفق گشت . و به اين واسطه ، ميانهء امراى سلطان محمّد نزاع و خصومت واقع شد و بعضى از ايشان مثل احمد بيگ ، صاحب مراغه ، به بهانهء آنكه پيش سلطان رفته ولايت امير سقمان را جهت خود بستاند ، از ايشان جدا شد و اكثر سپاهيان نيز به اطراف و جوانب متفرّق و پراكنده شده هر يكى به جانبى رفتند . و چون ميانهء امير مودود و اتابك طغدكين محبّت و مودّت پيدا شده بود ، ايشان بهاتّفاق يكديگر ، از معرّة النعمان كوچ كرده به نهر قاضى « 2 » رفتند . چون خبر پراكندگى اسلام و نفاق امرا با يكديگر به سمع فرنگيان رسيد ، قوهء طامعهء ايشان به حركت آمده شروع در حركت نمودند و بهاتّفاق جميع امراى آن سرحدّ ، لشكرها جمع آورده به مدينهء فاميه « 3 » آمدند . در اين وقت ، صاحب بلدهء شيرز ، سلطان بن منقذ ، با سپاه بسيار ايلغار نموده خود را به امير مودود و اتابك طغدكين رسانيده ايشان را بر محاربهء فرنگ تحريض و ترغيب نمود و دفع ايشان را در نظر اهل اسلام بسيار سهل و آسان گردانيد . بنابراين ، امير مودود و اتابك طغدكين و سلطان بن منقذ ، عنان عزيمت به صوب شيرز منعطف داشتند . فرنگيان نيز از فاميه بيرون آمده متوجّه شيرز شدند . چون به حوالى شيرز رسيدند ، سپاه اسلام اطراف و جوانب ايشان را فروگرفته راه غلّه و علف بر ايشان بستند . فرنگيان چون قوّت سپاه اسلام را مشاهده نمودند ، از بيرون آمدن خود از بلدهء فاميه نادم و پشيمان شده باز به همان جا مراجعت نمودند . سپاه اسلام ايشان را تعاقب نموده جمعى كثير را به قتل رسانيدند و از اموال و اسباب ايشان بسيار غنيمت به دست آورده در ماه ربيع الأوّل باز به جانب شيرز بازگشتند و مدّتى مديد در آنجا توقّف نموده باز متفرّق شدند . و چون فرنگيان دانستند كه سپاه اسلام باز متفرّق شده هر يكى به جانبى رفته صاحب بيت المقدّس ، بغدوبن ، باز لشكرى بسيار فراهم آورده به عزم مدينهء صور ، كه داخل ولايت الآمر به احكام اللّه علوى مصرى بود ، متوجّه آن صوب گشته در بيست و پنجم شهر جمادى الاولى ، آن شهر را محاصره نموده سه برج چوبين ، كه بلندى هر يك هفتاد گز « 4 » بود ، نصب نموده شروع در جنگ كردند . حاكم مدينهء صور ، الأعزّ عزّ الملك ، چون اين حالت را مشاهده نمود ، اهالى شهر را جمع آورده در باب دفع ايشان مشورت نمود . در اين أثنا ، پيرى از اهل طرابلس از ميان برخاست و
--> ( 1 ) . اين شهر مولد ابو العلاء معرّى شاعر و مبتكر عرب است ؛ - ألمنجد ، بخش اعلام . ( 2 ) . الكامل : نهر العاصى . ( 3 ) . فاميه يا افاميه ؛ شهرى است مستحكم از سواحل شام نزديك حمص ؛ - ياقوت ، معجم البلدان . ( 4 ) . گز : مقياس طول است در حدود پنجاه سانتيمتر .