قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2762

تاريخ الفي ( فارسى )

كه او را « سميد بن ضجيل » « 1 » گفتندى ، با چند كشتى پر از سپاه از راه دريا آمده محاصرهء آن شهر كرد و ميانهء او و سودانى مهمّ به محاربه انجاميد ، و از اين جهت مسلمانان بسيار اميدوار شده بودند كه شايد ايشان با يكديگر منازعت و مخاصمت كرده از سر محاصرهء ايشان درگذرند . امّا چون اين خبر ، به سمع تنكرى ، صاحب أنطاكيّه ، رسيد ، فى الحال با لشكرى آراسته به عزم تقويت سودانى متوجّه آن صوب گشت . و چون بغدوبن ، صاحب بيت المقدّس ، بر منازعهء فرنگ با يكديگر اطلاع يافت او نيز با لشكرى آراسته از روى سرعت و استعجال متوجّه آن صوب گشت . چون به آنجا رسيد ، در مقام اصلاح شده ميانهء ايشان مصالحه نمود . پس به‌اتّفاق جميع فرنگيان ، هجوم آورده شهر طرابلس را آنچنان محاصره نمودند كه در اين مدّت هرگز اينچنين دلير پيش نيامده بودند . و اهالى شهر با وجود آن به قدر قوّت و طاقت خود در مدافعت و ممانعت ايشان مىكوشيدند و اميد امداد از مصر داشتند . اتّفاقا ، چون تقدير الهى آنچنان بود كه آن شهر به دست فرنگ درآيد ، كشتى [ اى ] كه از مصر جهت ايشان آذوقه و آلات حرب مىآورد باد مخالف او را از سمت طرابلس گردانيده به جانبى برد كه آمدن او در اين موسم به طرابلس متصوّر نبود . بنابراين ، اهالى شهر بسيار دلشكسته شدند و فرنگيان از اطراف و جوانب هجوم آورده در روز دوشنبه ، يازدهم شهر ذيحجّه ، به شهر درآمدند و خلايق بسيار را به قتل رسانيدند و بقيّة السّيف را به اسيرى بردند و شهر طرابلس را به حوزهء تصرّف خود آوردند . و از جمله وقايع اين سال آنكه فرنگيان شهر طرابلس را فتح كردند صاحب أنطاكيّه ، تنكرى ، با سپاه خود از همان‌جا عنان عزيمت به صوب مدينهء بانياس « 2 » منعطف داشته آن بلده را نيز بعد از اندك‌محاصره فتح نمود و از آنجا به قد تسخير بلدهء جبيل « 3 » ، كه فخر الملك بن عمّار صاحب طرابلس در آنجا مىبود ، متوجّه آن صوب شد . چون فخر الملك را در آن بلده هنوز ذخيره و آذوقه چندان جمع نشده بود ، بعد از اندك‌مدافعت و ممانعت در بيست و دويم شهر ذيحجّه فخر الملك از تنكرى امان گرفته شهر را به او تسليم نمود و خود با متعلّقان خود به جانب مدينهء شيرز رفت . والى آن بلده امير سلطان بن علىّ بن منقذ كنانى قدوم فخر الملك را به اعزاز و اكرام تلقّى نموده از وى التماس نمود كه در آن بلده قصد اقامت نمايد . فخر الملك

--> ( 1 ) . الكامل : ريموند بن صنجيل . ( 2 ) . م : بليناس ، ق : باناس ؛ ش : بلنياس . از شهرهاى سوريه است ؛ - نفيسى ، ناظم الأطباء . ( 3 ) . م : خنبل ؛ ق ، ش : حنيل . جبيل شهرى است از سواحل دمشق ؛ - صفىپورى ، منتهى الأرب .