قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2763

تاريخ الفي ( فارسى )

قبول آن معنى نكرده بعد از چند روز از شيرز به جانب دمشق رفت ، و اتابك طغدكين تعظيم و تكريم او بسيار نمود و ولايت ريداف « 1 » را به جايگير فخر الملك داد . و از جمله وقايع اين سال ، جنگ ساغر بيگ ، والى تركستان ، و محمّد خان ، حاكم سمرقند و شكست يافتن ساغر بيگ بود . و كيفيّت اين واقعه را چنين آورده‌اند كه چون در اين سال ، ساغر بيگ را داعيهء تسخير ولايت ماوراء النهر پيدا شد ، بنابراين از اقصى بلاد تركستان لشكرها جمع آورده متوجّه سمرقند گشت . محمّد خان ، والى سمرقند ، چون بر اين حال اطلاع يافت ، كس پيش سلطان سنجر بن ملكشاه به خراسان فرستاده از وى مدد طلبيد . سلطان سنجر التماس او را مبذول داشته لشكرى عظيم به مدد او فرستاد . و محمّد خان به استظهار آن سپاه و سپاه خاصّهء خود از سمرقند بيرون آمده عنان عزيمت به صوب تركستان منعطف داشت و در حدود نخشب ، تلاقى فريقين روى داد و نايرهء قتال و جدال اشتعال گرفت . آخر الأمر ، بعد از كشش و كوشش بسيار نسيم نصرت بر پرچم علم محمّد خان وزيد و اكثر سپاه ساغر بيگ به ضرب تيغ بىدريغ هلاك شدند و ساغر بيگ با معدودى چند روى به گريز نهاد . و چون خاطر محمّد خان از رهگذر ساغر بيگ جمع شد ، تحفه‌اى لايق به خدمت سلطان سنجر فرستاده مردم او را رخصت مراجعت فرمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه يحيى بن تميم بن معزّ ، صاحب افريقيه ، پانزده كشتى را پر از سپاه ساخته به جانب بعضى جزاير روم فرستاد . چون به آن حدود رسيد ، از آن جانب نيز كشتى چند مستعدّ شده متوجّه جنگ شدند . بعد از محاربهء بسيار ، شش كشتى از كشتيهاى يحيى بن تميم به دست روميان افتاد . و اين اوّل‌شكستى بود كه بر لشكر يحيى روى آورده ، و إلّا قبل از آن وقتى كه يحيى به جاى پدر بر سرير سلطنت قرار گرفته مطلقا لشكر او در خشكى و دريا شكست نيافته بود . و هم در اين سال ، يحيى پسر خود ابو الفتوح را به ايالت مدينهء سفاقس فرستاد . چون ابو الفتوح به سفاقس درآمد اهالى آن بلده بر وى شوريده قصر او را تاراج كردند و قصد قتل او كردند . يحيى چون اين خبر را شنيد ، به لطايف الجيل نوعى كرد كه ميانهء اهالى آن شهر

--> ( 1 ) . الكامل : زبدانى .