قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2756

تاريخ الفي ( فارسى )

تاخته نصيحت كرد ، هيچ‌كس سخن او را گوش نكرده ، و اين حركت موجب هزيمت چاولى شده و تنكرى غالب آمده [ 331 ب ] تمامى اردوى چاولى را تاراج نمود . از امرايى كه همراه چاولىسقاوو بودند اسپهبد صبادوا به جانب شام رفت و بدران بن صدقه به صوب قلعهء جعبر رفت و پسر چكرمش به جانب جزيرهء ابن عمر و قمص تردويل و جوسكين خود را به تل‌ناشر رسانيده بسيارى از اهل اسلام را ، كه از آن معركه بيرون آمده بودند ، محافظت نمودند و مجروحان را به مراهم نافعه معالجه كردند . و چاولى خود با جماعتى معدود عنان عزيمت به صوب رحبه منعطف داشت و در آنجا رفت ؛ چون با خود انديشيد كه هيچ چاره‌اى به غير از رفتن به ملازمت سلطان ندارد ، بالضّروره ، به اعتماد امير حسين بن اتابك قتلغ متوجّه اردوى سلطان محمّد شد . و در مدّت هفده روز از حوالى أنطاكيّهء شام خود را به نواحى اصفهان رسانيده به خانهء امير حسين رفت ، و امير حسين او را برداشته به خدمت سلطان برد ، و سلطان او را امان داده بكتاش « 1 » بن تتش را از وى طلب كرد ، و او چون چاره نداشت ، بالضّروره بكتاش را تسليم سلطان نمود ، و سلطان او را در اصفهان بند فرمود . و از جمله وقايع اين سال محاربهء طغدكين بود با فرنج و قتل خواهرزادهء بغدوبن فرنگى صاحب بيت المقدّس . و تفصيل اين مجمل آنكه در اين سال طغدكين لشكرى به هم رسانيده به عزم تسخير قلعهء طبريه « 2 » متوجّه آن صوب گشت . اتّفاقا ، قبل از وى خواهرزادهء بغدوبن با چهار صد سوار بر سر آن قلعه رفته محاصره نموده بود ، و چون اتابك طغدكين با دو هزار سوار جرّار و پيادهء بسيار به آنجا رسيد ميانهء ايشان مهم به محاربه انجاميد . و در اوّل حال با وجود آنكه فرنگيان چهار صد نفر و سپاه اسلام دو هزار سواره و چندين هزار پياده ، فرنگيان آنچنان حمله آوردند كه سپاه طغدكين تاب حمله نياورده روى به گريز نهادند . طغدكين چون اين حال را مشاهده نمود از اسب پياده شده سپاه خود را فرياد مىكرد و بر جنگ فرنگ تحريض مىنمود . بنابراين ، سپاه او بازگشته شروع در جنگ كرده در اندك زمان تمامى فرنگ را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك ساخته خواهرزادهء بغدوبن را زنده گرفته پيش طغدكين آوردند . طغدكين او را همراه به شام آورده هرچند تكليف اسلامش نمود ، قبول

--> ( 1 ) . م : بلتاش ؛ ق : نلتاش ؛ ش : نكتاش . ( 2 ) . طبريه : قصبه‌اى است در اردن ، طبرانى مشهور منسوب به آن است ؛ - منتهى الارب . اين شهر به سال سيزده هجرى به طريق صلح بر دست شرحبيل بن حسنه فتح گرديد ، مشروط بر آنكه نيمى از منازل و كنايس خود را تسليم مسلمانان كنند .