قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2744

تاريخ الفي ( فارسى )

و از جمله وقايع اين سال آنكه تميم بن معزّ بن باديس ، صاحب افريقيهء « 1 » مغرب ، كه از سلاطين زمان خود در كرم و سخاوت و از گناه مجرمان درگذشتن ممتاز بود ، بعد از آنكه از عمر او هفتاد و نه سال گذشته و مدّت سلطنتش چهل و شش سال و دو ماه و بيست روز رسيد وفات يافت . از وى زياده از صد پسر ماند و شصت دختر . در الكامل التّاريخ مسطور است كه از جمله مروّتهاى تميم بن معزّ يكى آن بود كه روزى پيش او تعريف كنيزكى مىكردند كه در حسن و جمال هيچ‌يك از زنان شهر به او نمىرسد و با وجود حسن آنچنان به حسن صوت مشهور و معروف است . بنابراين ، حكم فرمود كه آن كنيزك را از صاحبش به هرچه خواهد ابتياع نمايند . چون كنيزك را خريده به حرم تميم آوردند شخصى به او رسانيد كه صاحب اين كنيز بنابر محبّت و عشقى كه به او داشت ، ديوانه شده . تميم چون اين حرف را شنيد ، فى الحال كس به طلب آن شخص فرستاد . چون آن شخص حاضر شد او را در مجلس خود نشانيد و كنيزك را با جميع اسباب از ظروف طلا و نقره و جامه‌هاى نفيس ، كه تميم به او داده بود ، به خانهء صاحبش فرستاد . بعد از آن ، او را نيز رخصت داد كه به خانهء صاحب خود رود . چون آن مرد به خانهء خود درآمد ديد كه كنيزكش با تجمّل هرچه تمام‌تر نشسته . آن شخص از كمال خوشحالى بيهوش شد . بعد از مدتى كه به هوش آمد از كمال بىعقلى كه داشت بهاى كنيزك را با تمامى اسبابى ، كه از خانهء تميم آورده بود ، برداشته به دار الإماره آمد كه به عمّال امير تميم بدهد . و چون اين خبر ، به سمع امير تميم رسيد فرمود كه آن شخص را اهانت كرده با بهاى كنيزك و اسبابش بازگردانيدند . نيز در الكامل التّاريخ مسطور است كه روزى به سمع امير تميم رسانيدند كه جمعى از سوداگران ممالك محروسه در مجلسى جمع آمده بودند و بعد از طعام خوردن همهء سوداگران امير را دعا كردند إلّا يك سوداگر قيروانى كه به كثرت مال از ساير تجّار امتياز داشت ، در دعاى امير با ايشان موافقت نكرد و بر پدر امير ، معزّ بن باديس ، مكرّر از حقّ ، سبحانه و تعالى ، طلب رحمت و مغفرت نمود . تميم چون اين حكايت شنيد ، كس به طلب آن سوداگر فرستاده از وى در خلوت پرسيد كه : هيچ‌كس در قلمرو من از امرا و اعيان دولت يا از سر كار من بر تو ظلم و تعدّى كرده ؟

--> ( 1 ) . افريقيه : حدود وسعت افريقيّه در نزد جغرافيدانان عرب محل اختلاف است . برخى از آنان فقط منحصر به خطّهء تونس و قسمت غربى طرابلس و جهت شرقى جزاير نموده مركزش را قيروان مىدانستند و در نهايت از سوى شرق تا طرابلس غرب و از جانب مغرب تا شهر قسطنطنيّه تمديد كردند . و برخى از آنها از حدود غرب مصر تا شهر طنجه يعنى تا اقيانوس اطلس توسعه دادند ؛ - قاموس الأعلام تركى ( به نقل از : لغتنامهء دهخدا . )