قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2714

تاريخ الفي ( فارسى )

چون اهالى قلعه اين حال را مشاهده نمودند از خوف جانهاى خود فى الحال افرنجى را گرفته تسليم ابن جبق دادند و قلعه را نيز به تصرّف او داده اهل و عيال خود را از قتل و غارت خلاص ساختند . بندگان ابن جبق فى الحال افرنجى را فرمود تا پوست او را پر كاه ساخته در اطراف و جوانب گردانيدند . مردم به واسطهء اين قضيّه از ابن جبق بسيار راضى و شاكر شدند ؛ چه ، افرنجى هميشه راه مىزد و متردّدين آن راه از بازرگانان و غير آن از دست او بسيار آزرده‌خاطر مىبودند . قتل قلج ارسلان و استيلاى امير چاولى بر موصل سابقا قلمى شد كه امير چاولى چون خبر وصول قلج ارسلان به نصيبين را شنيد ، از حوالى موصل كوچ كرده به سنجار رفت و از آنجا به طلب ملك رضوان عنان عزيمت به صوب دمشق منعطف داشت . امّا در اثناى راه به رحبه رسيده آن شهر را محاصره كرد . والى آن شهر ، در آن وقت محمّد بن سبّاق شيبانى بود كه او را دقاق بن تتش به ايالت آنجا تعيين كرده بود و اولاد او را همراه خود به دمشق برده و بعد از فوت ملك دقاق ، محمّد بن سبّاق جماعتى را فرستاد كه فرزند او را از دمشق برآورده به رحبه رسانيدند . محمّد سبّاق چون فرزند خود را از دمشق بيرون آورد فى الحال از اطاعت حكّام دمشق بيرون آمده خطبه و سكّه به نام قلج ارسلان گردانيد و الحال امير چاولى او را محاصره نموده از ملك رضوان امداد خواست . ملك رضوان قبول اين معنى نموده ، امّا به شرط آنكه بعد از تسخير رحبه امير چاولى در دفع فرنگ از آن ولايت با ملك رضوان همراهى نموده مساعى جميله به ظهور رساند . چون امير چاولى اين شرط قبول كرد و عهود و مواثيق ميانهء ايشان مستحكم گشت ، ملك رضوان با لشكرى انبوه به قصد امداد و اعانت امير چاولى متوجّه آن صوب شده كار بر محمّد سبّاق تنگ آورد . آخر الأمر ، جماعتى از اهل رحبه كه محمّد سبّاق يكى از برجهاى قلعه را به او سپرده بود به امير چاولى راست آمده امان‌نامهء خود و متعلّقان خود از وى گرفته قرار به آن دادند كه در نصف شب ، سپاه امير چاولى را از آن برج به اندرون قلعه برند . چون سپاه امير چاولى در شب موعود به پاى آن قلعه رفته آن جماعت را خبردار كردند ، ايشان بنابر قرارداد خود فى الحال ايشان را به اندرون قلعه كشيدند . چون جمعى كثير از سپاه چاولى به اندرون قلعه درآمدند شروع در طبل و بوق زدن كردند . اهالى قلعه همه در مقام اطاعت و انقياد درآمدند و دروازهء شهر را جهت امير چاولى باز كردند . و در روز بيست و چهارم شهر رمضان ، چاولى به شهر رحبه درآمده و تا نماز پيشين به