قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2713
تاريخ الفي ( فارسى )
ترجمان ملك روم ، بود تا آنكه چون سليمان بن قتلمش « 1 » أنطاكيّه را از وى انتزاع نمود و فخر الدّولة بن جهير ديار بكر را متصرّف شد و فلادروس رومى به واسطهء منع ايشان از بردن غلّه به آن حصن ، بسيار به تنگ آمد و محمّد بن جبق بر اين حال اطلاع يافته بىتوقّف با سپاه خود متوجّه آن صوب گشته آن قلعه را از دست فلادروس گرفت و فلادروس پيش سلطان ملكشاه رفته به شرف اسلام مشرّف شد و سلطان ملكشاه ايالت بلده رها را به او ارزانى داشت و تا آخر عمر وى حاكم آن بلده بود . بعد از فوت وى ، آن بلده را امير بزان متصرّف گشت و در حوالى حصن زياد قلعهاى ديگر بود بسيار با استحكام و متانت و والى آن شخصى بود از قبل ملك روم كه او را « افرنجى » گفتندى . محمّد بن جبق در صدد گرفتن آن قلعه درآمده هرچند خيال كرد يقين او شد كه گرفتن آن قلعه به جنگ ممكن نيست . بالضّروره ، در مقام مكر و حيله درآمده به ارسال تحف و هدايا ميانهء خود و افرنجى قواعد محبّت و يگانگى را به مرتبهاى رسانيد كه با يكديگر عهود و مواثيق را به ايمان مؤكّد ساخته قرار به آن دادند كه در جميع مهمّات معاون يكديگر باشند . بعد از مدّتى كه افرنجى را اعتماد تمام بر دوستى و خصومت ابن جبق حاصل شد ، ابن جبق كس پيش او فرستاده پيغام داد كه : من عزيمت تسخير بعضى محال كه رعاياى آنجا سركشى مىنمايند مصمّم گردانيده متوجّه آن نواحى شدهام . ملتمس آن است كه جمعى از سپاهيان خود را ، كه آثار شجاعت و مردانگى از چهرهء ايشان هويدا بوده باشد ، به استظهار و امانت ما فرستاده شود كه به يمن همّت آن برادر خاطر از ممرّ آن جماعت سركش فارغ و مطمئن ساخته آيد . بنابراين ، افرنجى جمعى كثير از سپاه خود را همراه محمّد بن جبق فرستاد و محمّد بن جبق با سران سپاه خود قرار داده بود كه : در أثناى راه ، كسان افرنجى را بتمامهم دستگير نموده متوجّه قلعهء ايشان خواهم شد . القصّه ، چون مردم افرنجى به ابن جبق ملحقّ گشته همراه او روانه شدند و در أثناى راه ، كسان افرنجى را بتمامهم دستگير نموده سلاح و آلات حرب از ايشان گرفته ايشان را بر اشترها سوار كرده عنان عزيمت به صوب قلعهء افرنجى منعطف داشتند . و چون به پاى آن قلعه رسيدند ، آن جماعت را پيش آورده فرياد برآوردند كه : اگر افرنجى را گرفته به ما سپاريد فهو المراد ، و إلّا اين جماعت را بتمامهم گردن خواهيم زد و قلعه را جبرا و قهرا از دست شما گرفته بر هيچ احدى از مرد و زن ترحّم نخواهيم نمود و همه را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك خواهيم ساخت .
--> ( 1 ) . پدر قلج ارسلان .