قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2268

تاريخ الفي ( فارسى )

درآمده « 1 » جواب مكتوب آن حرام‌نمك ، به غلظت و شدّت هرچه تمام‌تر نوشت و پنهانى به دختر مسعود نيز مكتوبى نوشته او را بر قتل طغرل حرام‌نمك ترغيب نمود . همچنين به بعضى از امراى غزنويّه ، كه ميانه ايشان و طغرل عداوت بود ، مكتوبات فرستاده ايشان را بر اغماض از حركات ناپسنديدهء او توبيخ و سرزنش بسيار كرد . چون مكتوبات خرخير به غزنين رسيد و بر مردم ظاهر شد كه او درصدد انتقام گرفتن خواهد شد و هيچ دقيقه‌اى از دقايق جدّ و جهد نامرعى نخواهد گذاشت ، جمعى كه مخالف طغرل بودند به‌واسطهء آنكه ، از جايى كه گمان امداد و تقويت نداشتند ظاهرا اطاعت مىنمودند ، دليرتر شدند تا آنكه از آن جماعت چند كس ، كه به قوّت و شمشير از ساير مردم آن ديار ممتاز بودند ، همه بر قتل طغرل اتّفاق كرده انتهاز فرصت مىنمودند تا آنكه روزى كه آن حرام‌نمك بر تخت سلطان محمود برآمده صلاى بار عام داد ، آن جماعت پيش رفتند و دليرانه درآمده به ضرب تيغ بىدريغ آن حرام‌نمك صاحب‌كش را به جهنّم رسانيدند . در آن روز ، ساعتى در شهر غزنين شورشى عظيم شد . آخر الأمر ، فتنه تسكين يافت و بعد از اندك‌روز ، خرخير به غزنين درآمده اكابر و اشراف آن ولايت را جمع آورده تفحّص و تفتيش نمودند كه از آل سبكتگين كه باقى مانده كه شايستهء سلطنت باشد . بعد از تفحّص و تفتيش بسيار ، از آن سه كس كه در قلاع محبوس بودند قرعهء اختيار و لياقت سلطنت بر فرخزاد بن مسعود افتاد . بنابراين ، جميع اكابر و اعيان دولت غزنويّه به اتّفاق خرخير ، فرخزاد را از آن قلعه بيرون آورده بر تخت سلطنت نشانيدند و همه از روى رغبت و انشراح « 2 » با وى بيعت كردند . ذكر سلطنت فرخزاد بن سلطان مسعود غزنوى در تواريخ مضبوط است كه چون طغرل كافرنعمت حرام‌نمك به سزاى خود رسيد و اهالى آن ديار بفرمودهء خرخير و صوابديد او ، فرخزاد بن مسعود را بر سرير سلطنت نشانيده تدبير امور ملكى را به اهتمام خرخير دادند . اوّلا ، بعد از انتظام امور ملك درصدد استفسار درآمده از روى تحقيق و تفتيش معلوم نمود كه در قتل عبد الرّشيد كدام يك از اهالى غزنين سعى نمودند تا آنكه هركه در آن امر ، شريك بود همه را به سياست تمام به قتل رسانيد . و چون داود سلجوقى از انقلاب دولت غزنويّه خبر يافت به طمع تسخير آن ولايت لشكرى عظيم آراسته به جانب غزنين فرستاد . خرخير چون از توجّه لشكر داود سلجوقى خبر يافت و نيز لشكرى به استعداد هرچه تمام‌تر به هم رسانيده از غزنين به قصد محاربهء ايشان بيرون آمد . در اثناى راه با

--> ( 1 ) . از جاى درآمدن : خشمگين شدن . - و . ( 2 ) . انشراح : گشاده‌دلى . - و .