قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2692

تاريخ الفي ( فارسى )

و دست ديگرى را بريدند . و اين واقعه در حوالى حلّه واقع شد . القصّه ، چون اين خبر ، به قبيلهء عبّاده رسيد ، ايشان نيز با يكديگر اتّفاق نموده به قصد انتقام خفاجه به جانب عراق آمدند و با امراى خود متّفق شده در مقام اخذ انتقام از بنى خفاجه شدند . و چون خفاجه را طاقت مقاومت ايشان نبود ، ناچار بزرگان ايشان در مقام ملايمت شده كس پيش بنى عبّاده فرستاده پيغام دادند كه : چون اين حركت از نادانان هردو قوم به هم رسيده ما ديهء مقتول و مقطوع را تسليم ورثهء ايشان مىنماييم كه جنگ رفته از ميان برخيزد . بنى عبّاده اين معنى قبول نكرده در مقام ناخوشى درآمدند . خفاجه با وجود اين كس پيش سيف الدّوله « 1 » فرستاده التماس آن نمودند كه بنى عبّاده را به صلح راضى سازند . سيف الدّوله نيز هرچند پيش بنى عباده كس فرستاده صلح ميانهء ايشان درخواست نمود ، اصلا ثمرى بر وى مترتّب نشد . آخر الأمر ، بالضّروره در حوالى كوفه ميانهء اين دو قبيله ، آتش قتال و جدال اشتعال گرفت و كار به جايى رسيد كه بعد از سه روز ، از طرفين نيزه‌ها انداخته به ضرب شمشير و خنجر قصد يكديگر كردند تا آنكه ابطال « 2 » هر دو طايفه را از بسيارى طعن و ضرب آنچنان ماندگى حاصل شد كه به يكديگر نگاه مىكردند و قوّت حركت نداشتند ، كه در اين وقت سيصد سوار تازه‌زور به امداد خفاجه رسيده بر عبّاده حمله آوردند و چندان از آن طايفه به قتل رسانيدند كه فوق آن ممكن نبود ؛ چنانچه از اعيان عبّاده دوازده نفر در آن معركه به قتل رسيدند و همچنين از خفاجه نيز جمعى كثير كشته شده بودند ، امّا عاقبت كار عبّاده به اقبح وجهى هزيمت يافته به جانب حلّه رفتند . و چون سيف الدّوله ايشان را به آن حال مشاهده نمود ، از روى استهزا و سخريّه ايشان را تهنيت سلامت گفت . بنابراين ، يكى از بزرگان عبّاده روى به سيف الدّوله آورده گفت : ايّها الأمير ، ما در اين جنگ از اوّل تا آخر غالب بوديم و كار خفاجه به آنجا رسيده بود كه روى به گريز نهاده به جانبى بيرون روند كه به يك ناگاه جماعتى تازه‌زور به امداد ايشان رسيدند و ما مدافعت ايشان نيز مىتوانستيم نمود ، امّا چون نظر ما به أشقر خاصّهء امير افتاد ، يقين ما شد كه امير در مقام امداد ايشان است . بنابراين ، مردم ما سست شده روى به هزيمت نهادند . و چون سيف الدّوله اين حكايت از آن شخص استماع نمود ، تبسّم نموده هيچ جواب او نگفت . و از جمله وقايع اين سال آنكه سيف الدّوله صدقهء شهر بصره را از دست اسماعيل بن

--> ( 1 ) . سيف الدّوله صدقهء مزيدى معروف به « ملك عرب » كه در جنگهاى بين بركيارق و محمّد همواره از محمّد پشتيبانى مىكرد ، بالاخره در سال پانصد و يك هجرى به اتّهام داشتن تمايلات اسماعيلى در جنگ با سلطان محمّد كشته شد . وى اعتقادات راسخ شيعى داشت . ( 2 ) . ابطال : دليران ، دلاوران . - و .