قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2668
تاريخ الفي ( فارسى )
متوجّه محاصرهء مدينهء طرابلس شام گشته از جانب برّ و بحر ، آن شهر را فروگرفت و كار بر اهالى آنجا به تنگ آورد . امّا بعد از مدتى از گرفتن طرابلس مأيوس گشته به جانب بلدهء صيل رفتند و آن شهر را بعد از محاصرهء دور و دراز ، به طريق أمان از اهل اسلام گرفتند . بعد از استيلا بر آن بر عهد خود وفا نكرده تمامى اموال و اسباب اهالى آن شهر را نهب و غارت نمودند و مردم را به انواع عقوبات معاقب ساختند و بعد از آنجا به تحريك ملك بغدوبن ، صاحب بيت المقدّس ، متوجّه مدينهء عكا گشته با والى آن ، سائر الدّوله ، مكرّر محاربات نمودند . آخر الأمر ، چون سائر الدّوله جيوشى از مقاومت ايشان عاجز آمدند مدينهء عكا را گذاشته به جانب دمشق گريخت و فرنگيان به شهر درآمده انواع فساد به فعل آوردند و بندگان سائر الدّوله جيوشى بعد از آنكه چند روز در دمشق توقّف فرمود به جانب مصر رفت و از امير الجيوش امير افضل عذر خواست [ 319 الف ] كه : چون هرچند من سعى و اهتمام نمودم با سپاه فرنگ كه روزبهروز مدد به ايشان مىرسيد مقاومت نتوانستم كردن . بنابراين ، از روى اضطرار ، خود را از آن ورطهء مهلكه بيرون انداختم . امير أفضل بعد از تحقيق و تفتيش احوال ، عذر او را قبول نموده از سر گناه او درگذشت . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير سقمان و امير چكرمش با يكديگر اتّفاق نموده به جنگ فرنگ رفتند و خلايق بىشمار از كفّار به قتل آورده چندان غنايم و اسباب از فرنگيان گرفتند كه از حدّ احصا و شماره بيرون بود . تفصيل اين مجمل آنكه چون فرنگ بر اكثر بلاد شام استيلا يافتند در اين وقت به عزم تسخير بلدهء حرّان رفته آن شهر را محاصره كردند . والى حرّان يكى از مملوكان سلطان ملكشاه بود كه او را « قراجا » گفتندى . چون قراجا بسيار ظالم بود ، رعايا از ظلم و جور او به تنگ آمده با محمّد اصفهانى ، كه از قبل او حاكم آنجا بود ، راست آمده در غيبت قراجا ، محمّد اصفهانى را بر خود امير ساختند . چون محمّد اصفهانى مردى ، در شجاعت و همّت از ابناى روزگار امتياز تمام داشت در مقام ضبط شهر حرّان درآمده آنچنان عدل و انصاف پيش گرفت كه جميع اصناف سكّان آن بلده از وى راضى و شاكر مىبودند . و محمّد اصفهانى جميع متعلّقان قراجا را از شهر حرّان بيرون كرد غير از يك غلام تركش ، كه او را « چاولى » گفتندى ، كه به واسطهء رشدى كه در وى مشاهده مىنمود او را سپهسالار خود ساخته در مقام تربيت او شد و هميشه او را در مجلس شراب خود مىطلبيد . آخر الأمر ، چاولى با يكى از غلامان محمّد اصفهانى اتّفاق كرده در حالت مستى او را به قتل رسانيد . و چون اين خبر ، اشتهار گرفت ، فرنگيان فوت محمّد اصفهانى را نعمت غير متوقّع دانسته فى الحال با لشكرى عظيم متوجّه حرّان شده محاصره نمودند .