قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2657

تاريخ الفي ( فارسى )

درآمده مصلحت چنان ديدند كه سلطان بىتوقّف متوجّه آذربايجان گردد . و اين مصاف پنجم بود ميانهء دو برادر « 1 » ، و باقى احوال ايشان در وقايع سنوات آينده مذكور خواهد شد . و از جمله وقايع اين سال آنكه در منتصف شهر ربيع الاوّل گمشتگين قيصرى از قبل سلطان بركيارق به شحنگى بغداد نامزد شده عازم آن صوب گشت . چون خبر توجّه گمشتگين به سمع امير ايلغازى ، كه از قبل سلطان محمّد شحنهء بغداد بود ، رسيد ، كس پيش برادر خود سقمان بن أرتق كه والى ولايت حصن‌كيفا بود ، فرستاده او را به بغداد طلبيد كه به معاضدت او گمشتگين قيصرى را نگذارد كه به بغداد درآيد و خود سوار شده پيش سيف الدّولة بن صدقه ، صاحب حلّه ، رفته به او نيز عهد و سوگند ياد كرده قرار به آن دادند كه گمشتگين را به بغداد راه ندهند . القصّه ، امير سقمان به طلب برادر خود امير ايلغازى متوجّه بغداد گشت . در اثناى راه ، چون به بلدهء تكريت رسيد جمعى از تركمانان را چند مشك عسل و روغن داده به تكريت فرستاد و به ايشان قرار داد كه : امشب ما به فلان دروازهء شهر خواهيم آمد . بايد كه شما دربانان را به قتل رسانيد و دروازه را باز كنيد . اتّفاقا ، مردم تكريت چون خبر آمدن سقمان شنيده بودند از رهگذر او بسيار هراسان و خائف بودند . و چون ابن تركمانان با مشكهاى عسل و روغن به شهر درآمدند ، مردم خبر امير سقمان از ايشان پرسيدند . تركمانان گفتند ما همراه اردوى امير سقمان بوديم و چون او عزيمت آمدن اين طرف فسخ نموده به جانب ولايت خود مراجعت فرمود ، ما از وى مفارقت نموده به اين شهر درآمديم كه اين عسل و روغن خود را فروخته به جانب ولايت خود بازگرديم . اهالى بلدهء تكريت از شنيدن اين خبر خوشحال و مطمئن‌خاطر گشته به خانه‌هاى خود از روى فراغت خوابيدند و تركمانان نزديك آن دروازه قرار گرفته در صدد فروختن عسل و روغن شدند و چون نصفى از شب گذشت آوازهء سپاه به گوش تركمانان رسيد ، فى الحال از جاى برخاسته جماعتى مفلوك را ، كه به محافظت دروازه گذاشته بودند ، به قتل رسانيدند و دروازه را گشودند و سپاه امير سقمان به شهر درآمده دست به نهب و غارت آن شهر دراز كردند و چندان فساد و خرابى در آن شهر از ايشان صادر شد كه فوق آن متصوّر نبود و بعد از آن روى به بغداد نهاده در رمله فرود آمد .

--> ( 1 ) . محل دقيق اتّفاق پنجمين نبرد بين سلطان محمّد و سلطان بركيارق در خوى ميان درياچه‌هاى اروميه و وان بود ؛ - ابن جوزى ، المنتظم ، ج 9 ، ص 138 ؛ حسينى ، اخبار الدولة السلجوقيّه ، ص 78 .