قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2629
تاريخ الفي ( فارسى )
حوالى آن قلعه استيلا يافته . و قلعهء گردكوه كه از مشاهير قلاع رودبار بود نيز از جملهء آن قلاع است . و قلعهء ناطور خوزستان و قلعهء طنبور ، كه ميانهء او و بلدهء ارجان دو فرسخ مىباشد ، نيز از جمله قلاع آن طايفه بود و قلعهء طنبور را ابو حمزه اسكاف ارجانى ، كه او نيز از جمله دعاة آن طايفه بود ، مسخّر ساخته بود . و وى نيز در ايّام حسن صبّاح از ارجان به مصر رفت و از خلفاى علويه منشور دعوت به اسم خود گرفته به جانب بلاد خود مراجعت نمود و خلايق بسيار را دعوت نموده به مذهب اسماعيليه درآورد و قلعهء طنبور را به دست آورده مسكن خود و متابعان خود گردانيد . و قلعهء خلارجان را ، كه ميانهء فارس و خوزستان واقع است ، نيز باطنيان ارجان از دست دزدار امير ، كه از قبل سلطان ملكشاه والى آن ناحيه بود ، انتزاع نمودند . و طريق استيلاى ايشان بر آن قلعه در تواريخ معتبره مسطور است كه باطنيّه ، شخصى پيش دزدار فرستاد كه : چون تو را در حقيّت مذهب ما تردّد است اگر رخصت باشد ما يكى از دانايان مذهب خود به خدمت تو فرستيم تا او حقيقت اين مذهب را بر ملازمان به دلايل معقوله و منقوله واضح سازد و هر دغدغه كه به خاطر شريف ايشان مىرسيده باشد به وجه معقول دفع آن نمايد . چون اين پيغام ، به سمع دزدار رسيد قبول اين معنى نموده رخصت داد كه : اگر شخصى حقيّت اين مذهب ، خاطرنشان من كند ، مرا در اطاعت مذهب حقّ هيچ توقّف نخواهد بود . بنابراين ، باطنيّه يكى از ديلميان را به آن قلعه فرستاد كه به دلايلى كه در طرق ايشان مىباشد حقيّت آن مذهب خاطرنشان دزدار نموده او را به آن مذهب درآورد . ديلمى چون به آن قلعه رسيد ، چند روز هر روز ميانهء او و دزدار در تحقيق مذهب [ 313 ب ] اسماعيليه سخنان مىگذشت . در خلال اين حال ديلمى در مقام فريفتن يكى از غلامان دزدار ، كه قربش پيش او به مرتبهاى رسيده بود كه مفاتيح آن قلعه به او سپرده بود ، درآمده آن غلام را آنچنان معتقد و مريد خود گردانيد كه بر قتل صاحبش با او متّفق شد . و چون ديلمى صحبت را به اين سرحدّ رسانيد ، كس به ارجان فرستاده جمعى از فدويان را طلب داشت . چون آن جماعت به حوالى آن قلعه رسيدند ، ديلمى به اتّفاق آن غلام دروازهء قلعه را باز كرده در نصف شب ايشان را به درون قلعه درآورده همانلحظه بىخبر بر خانهء دزدار ريخته او را دست و گردن بسته در زندان كردند . و چون اكثر اهالى آن قلعه را رند ديلمى به مذهب خود درآورده بود ، همه در مقام اطاعت و انقياد شده قلعه را به او تسليم كردند . غير از اين قلاع چندين قلعهء ديگر نيز در تحت تصرف آن طايفه درآمده بود . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير چاولى سقاوو تمامى باطنيّه را كه بر بلاد خوزستان استيلا يافته بودند به قتل رسانيد . تفصيل اين مجمل آنكه چون از بلدهء رامهرمز تا ارجان داخل