قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2630

تاريخ الفي ( فارسى )

اقطاعات امير چاولى سقاوو بود و باطنيّه بر قلاع آن ديار مستولى گشته دست عمّال و نوّاب امير مذكور را از تصرّف در آن ولايت كوتاه گردانيده بودند ، امير چاولى سقاوو در باب دفع ايشان تدبيرات مىكرد . آخر الأمر ، رأيش بر آن قرار گرفت كه جمعى از هواخواهان خود را فرمود كه : مصلحت در دفع اين طايفه آن است كه شما با من مخالفت ورزيده پيش ايشان رفته به مذهب ايشان درآييد و چندان اظهار اخلاص نماييد كه معتمدان طايفه شويد . چون ايشان را نسبت به شما اعتماد حاصل شود به من اعلام نماييد تا مهمّ ايشان را صورت بر اصل داده آيد . بنابراين ، جمعى كثير از ملازمان چاولىسقاوو اظهار مخالفت او نموده از وى مفارقت نموده پيش اسماعيليه رفتند و چندان اخلاص و اعتقاد ايشان را ظاهر ساختند كه در اندك مدّت ايشان را اعتماد كلّى بر آن طايفه پيدا شد . و چون اين خبر ، به سمع چاولى سقاوو رسيد دانست كه ايشان را از رهگذر آن جماعتى كه امير چاولى سقاوو فرستاده هيچ دغدغه در خاطر نمانده آواز انداخت كه : پسران امير برسق قصد ولايت من دارند و چون من طاقت مقاومت ايشان ندارم مناسب آن است كه من با اموال و اسباب خود به جانب همدان رفته در مقام استعداد و تهيّهء مدافعت و ممانعت ايشان باشم . بنابراين ، از خوزستان متوجّه همدان گشت و خفيه كس پيش آن جماعت فرستاده پيغام داد كه : اكنون وقت آن است كه ايشان را ترغيب و تحريض بر اخذ اموال ما كرده در عقب من بيرون آريد و چون تلاقى فريقين روى نمايد از آن جانب شما و از اين طرف سپاه من دمار از روزگار ايشان برآورده خلايق را از شرّ ايشان خلاص سازيد . القصّه ، چون امير چاولى سقاوو متوجّه همدان گشت به فرمودهء او در مقام تحريض و ترغيب باطنيّه درآمده خاطرنشان ايشان كردند كه : امير چاولى سقاوو با چندين اموال و نفايس جواهر از ترس پسران امير برسق ولايت خود را انداخته به جانب همدان مىرود . اگر شما در مقام گرفتن او و اموال و اسباب او باشيد بهتر از اين فرصت ميسّر نخواهد شد ؛ چه ، وى اكنون با جماعتى قليل هراسان و ترسان مىرود . به مجرّد رسيدن آواز ما به گوش او اموال و اسباب خود را گذاشته به جانبى بيرون خواهد رفت . دعاة باطنيّه چون آن جماعت را مخلص خود مىدانستند مشورت ايشان را محض دولتخواهى خود دانسته سيصد نفر چيده با آن جماعت متوجّه گرفتن امير چاولى سقاوو شدند . چون فريقين به يكديگر رسيدند ، امير مذكور با سپاه خود صف‌آرايى نموده در مقام جدال و قتال درآمد و از اين طرف باطنيّه نيز به اعتماد هرچه تمام‌تر متوجّه حرب او شدند . در اين اثنا ، آن جماعت از صف باطنيّه جدا شده به جانب امير چاولى سقاوو آمده به اتّفاق