قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2627

تاريخ الفي ( فارسى )

دغدغهء خاطر داشت ، بالضّروره تحصيلا لمقصوده « 1 » با پهلوان دزدار نيز آشنايى را به مرتبهء كمال رسانيده او را نيز از جمله معتقدان صادق الإعتقاد خود گردانيد ؛ چنانچه بندگان دزدار در جميع مهمّات بىمشورت ابن عطاش كار نمىكرد و مدار امور و مهمّات خود را بر صوابديد او نهاده . القصّه ، در خلال اين حال دزدار وفات يافت و أحمد بن عطاش بر آن قلعه مستولى گشت و فدويان او ، راه مىزدند و مردم را قتل و غارت مىكردند . و افساد ساكنان آن قلعه به مرتبه‌اى رسيد كه مردم مىگفتند كه : قلعه‌اى كه هادى و دلالت‌كننده بر موضع آن سگ باشد و باعث بر بناى آن تحسين نصرانى رومى باشد ، يقين كه ثمرهء آن غير از قتل مسلمانان و غارت اموال ايشان نخواهد بود . و قلعه‌اى كه داعى اكبر ايشان يعنى حسن صبّاح بر آن استيلا يافت ، قلعهء الموت بود در نواحى قزوين . واقف و بانى آن يكى از سلاطين قديم ديالمه بود و باعث بر بناى آن قلعه در تواريخ معتبره چنين آمده كه روزى آن پادشاه ديلمى به عقاب شكار مىكرد ، اتّفاقا ، در اثناى شكار عقاب پرواز نموده بر قلعهء آن كوه ، كه الحال الموت بنا شده ، قرار گرفت . چون بندگان ملك ديلم جهت گرفتن عقاب بر بالاى آن كوه برآمد ديد كه آن موضع لياقت بناى قلعه دارد . بنابراين ، حكم فرمود كه در آن موضع قلعه‌اى مستحكم بنا كردند و آن را اله‌اموت نام كرد ؛ چه ، « إله » در زبان ديلميان عقاب است و « آموت » مخفّف آموخت فرس است و معنى اين لفظ ، به زبان ديلمى « آموختهء عقاب » « 2 » است . و طريق استيلاى حسن صبّاح بر آن قلعه سابقا قلمى گشته . و از جمله قلاعى كه اسماعيليه بر آن استيلا داشتند قلعهء طبس بود و بعضى از قلاع قهستان . سبب استيلاى اسماعيليه بر آن قلاع آنكه از ابناى بنى سيمجور كه امير الامراى خراسان بود در زمان غزنويّه در آن ديار مانده بودند و بزرگ ايشان شخصى منوّرنام كه مطاع و منقاد اهالى آن ديار بود و خاصّ و عامّ آن ولايت از حكم او تجاوز نمىنمودند و چون در آخر زمان سلطان ملكشاه حكومت قهستان را به امير گلسارع ارزانى داشتند مردم از كثرت ظلم و تعدّى امير مذكور به جان آمده از حقّ ، سبحانه و تعالى ، هلاك آن امير مسئلت مىنمودند و بندگان امير مذكور ، دست از ظلم بازنداشته در صدد قتل منوّر درآمده فرصت مىجست كه به يك بار ملك منوّر بر حقيقت حال اطلاع يافته در مقام دفع ضرر از خود شده در آن باب ، چاره غير از آن نديده كه به اسماعيليه ملتجى گردد . بنابراين ، كس پيش دعاة آن طايفه فرستاده پيغام داد كه :

--> ( 1 ) . براى دست يافتن به خواستهء خود . - و . ( 2 ) . در اين باب ؛ - هاجسن ، فرقه اسماعيليه ، ترجمهء فريدون بدره‌اى ، توضيحات مترجم .