قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2626

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر قلاعى كه در ايّام استيلاى اسماعيليهء نزاريّه در حوزهء تصرّف ايشان درآمد اوّل‌قلعه‌اى كه به دست طايفهء باطنيّه افتاد قلعه‌اى [ بود ] در حوالى اصفهان كه بانى آن قلعه ، سلطان ملكشاه بود . و سبب بناى آن قلعه در تواريخ معتبره چنين آمده كه يكى از اكابر روم به طريق رسالت پيش سلطان ملكشاه آمده بود . اتّفاقا ، روزى آن شخص در ملازمت سلطان به شكار رفت . در اثناى راه ، سگى از سگان خاصّهء سلطان ملكشاه ، كه در شكار گرفتن بهترين سگان سلطان ملكشاه بود ، گريخته بر قلّهء كوهى كه صعود بر آن بسيار صعب بود رفت و سلطان از بس كه آن سگ را معتبره مىدانست خود بر بالاى كوه رفته و ايلچى روم نيز در آنجا همراهى نمود . چون نظر رومى بر وضع آن كوه افتاد بسيار تحسين كرد و گفت : اگر اين كوه در جايى از روم باشد البتّه در اينجا قلعه‌اى مستحكم بنا مىكردند . سلطان ملكشاه سخن او را به اجابت تلقّى نموده فى الحال حكم فرمود كه در اين موضع قلعه‌اى پادشاهانه بنا كنند و هرچند ، خواجه نظام الملك در آن باب منع كرد كه : قلعه اينجا مناسب نيست ؛ چه ، محل تحصّن قطّاع الطّريق و مفسدان خواهد بود ، به سخن او سلطان مطلقا التفات نكرده در بناى آن قلعه « 1 » مبالغه فرمود . و چون بناى قلعه به اتمام رسيد محافظت آن را به شخصى ، كه او را « دزدار » گفتندى ، مفوّض گشت . و تا سلطان ملكشاه در قيد حيات بود حفظ و حراست آن قلعه به همان دزدار متعلّق مىبود . بعد از فوت [ 313 الف ] سلطان ، تركان خاتون جلاليّه دزدار را از حكومت آن قلعه عزل نموده زيادنام شخصى را به حكومت آن قلعه فرستاد . بعد از اندك‌روز ، زياد فوت شد و يكى از مردم خوزستان بر آن قلعه استيلا يافت و احمد بن عطاش « 2 » ، كه از اطباى مشهور آن زمان بود و از جمله دعاة اسماعيليه [ بود و ] به مزيد اعتبار و انقياد آن طايفه ، امتياز تمام داشت ، چنانچه جميع طوايف باطنيّه عراق عجم او را به بزرگى قبول داشته تاجى بر سر نهاده هر سال اموال بسيار جمع كرده جهت او مىفرستادند ، با آن شخص خوزستانى طرح آشنايى او را آنچنان معتقد و مريد خود گردانيد كه فوق آن متصوّر و ممكن نبود ؛ چه ، يقين است كه هرگاه مردى حكيم در مقام فريفتن عامى درآيد آنچنان قلّادهء اطاعت در گردن او خواهد كرد كه آلت محض باشد و هيچ قدرت و اختيار در مهام خود نداشته باشد . أحمد بن عطاش چون از رهگذر پهلوان دزدار ، كه حاكم اوّل آن قلعه بود ، مردى صاحب اعتبار و منقاد اهل آن ديار بود ؛ چنانچه در ايّام غيبت او هميشه مردم آنجا ياد او مىكردند

--> ( 1 ) . مراد قلعهء شاه‌دژ نزديك اصفهان است كه در سال پانصد هجرى به دست محمّد بن ملكشاه فتح شد و اسماعيليان از آنجا به فارس گريختند و احمد بن عبد الملك عطاش همراه پسرش به قتل رسيدند ؛ - راوندى ، راحة الصّدور ، ص 155 ؛ بندارى ، ترجمهء زبدة النصره ، ص 103 . ( 2 ) . ق : عطاس .