قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2617

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و هشتاد و چهارم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه در ثالث شهر جمادى الثانى باز ميان سلطان بركيارق و سلطان محمّد محاربه واقع شد . تفصيل اين مجمل آنكه در وقايع سال گذشته قلمى شد كه سلطان بركيارق بعد از هزيمت چون در عراق نتوانست بود به جانب خوزستان رفت ، در عسكر مكرّم امير زنگى و امير البكى و پسران امير برسق به او ملحقّ شده در مدّت دو ماه استعداد و تهيّهء حرب نموده متوجّه جنگ سلطان محمّد شد . چون به همدان رسيدند امير اياز نيز از اردوى سلطان محمّد برآمده به ملازمت سلطان بركيارق رسيد . و سبب مفارقت امير اياز از ملازمت سلطان محمّد ، آن بود كه چون امير اخر فوت شد ، امير اياز در مجالس و محافل مؤيّد الملك را به زهر دادن امير اخر متّهم مىداشت و اين مضمون را ظاهر مىساخت . بنابراين ، ميانهء اياز و مؤيّد الملك عداوت به هم رسيد . و چون مؤيّد الملك وزير مستقل بود و علاج او از امير اياز برنمىآمد ، بالضّروره گريخته به خدمت سلطان بركيارق رفت . القصّه ، چون اين نوبت برادران با لشكر فراوان به هم رسيدند تيغ كين در يكديگر نهادند . در اين معركه ، اقبال سلطان بركيارق زياده بود . سپاه سلطان محمّد طاقت مقاومت نياورده روى به هزيمت نهادند و بندگان مؤيّد الملك بن نظام الملك اسير گشت « 1 » . سلطان بركيارق به

--> ( 1 ) . مؤيّد الملك به دست يكى از غلامان مجد الملك بلاسانى اسير شد ؛ - ابن أثير ، ترجمهء الكامل ، ج 17 ، ص 278 . عماد كاتب از قول أنوشروان بن خالد ، معاصر او كه در دستگاه اين وزير كار مىكرد ، مىگويد كه مؤيّد الملك شخصى عديم النّظير بود و در ذكا و حيا و رأى و لطف و مهربانى نادرهء زمان بود و در بلاغت و نظم و نثر يگانهء زمان ؛ - وزارت در عهد سلاطين سلجوقى ، ص 124 .