قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2584
تاريخ الفي ( فارسى )
لشكرى آراسته متوجّه موصل گشت . امير آلتونتاش و قوام الدّوله چون بر اين حال اطلاع يافتند مصلحت در آن ديدند كه يكى از ايشان به دفع جكرمش متوجّه گشته در اثناى راه ايشان را گوشمالى براصل دهد . آخر الأمر ، آلتونتاش متكفّل اين معنى شده متوجّه آن صوب گشت . در اثناى راه ، تلاقى فريقين روى نموده و نايرهء جدال و قتال اشتعال گرفت . امّا بعد از كشش و كوشش بسيار امير جكرمش روى به گريز نهاده به جانب جزيره مراجعت نمود . چون از آثار اقبال الدّوله ، ظاهر و لايح بود كه موصل را مسخّر خواهد ساخت ، امير جكرمش در مقام اطاعت و انقياد قوام الدّوله درآمده به مراسم امداد و اعانت قيام نمود . مهمّ اهل موصل در محاصره به جايى رسيد كه هيزم جهت طبخ طعام در شهر ناپيدا شد و چند روز مدار بر قير و پنبهدانه و امثال آن نهادند . القصّه ، چون قحطى و تنگى از حدّ متجاوز شد ، علىّ بن شرف الدّوله مسلم شهر موصل را گذاشته به صوب حلب ، كه والى آن امير صدقة بن مزيد بود ، گشت . اهالى شهر به واسطهء آنكه مكرّر شنيده بودند كه امير آلتونتاش در مقام نهب و غارت شهر است و قوام الدّوله كربوقا او را از اين اراده مانع است ، شهر را به قوام الدّوله تسليم نموده به اطاعت و انقياد او درآمدند و جانب امير آلتونتاش را بالكليّه فروگذاشتند . بنابراين ، بعد از آنكه قوام الدّوله كربوقا و امير آلتونتاش به شهر درآمدند ، قوام الدّوله در مقام رعيّتپرورى و دادگرى درآمده قلوب وضيع و شريف را به خود مايل و راضى گردانيد . بندگان امير آلتونتاش در مقام جمع زر و اموال شده اعيان شهر را به مطالبات ودايع ملوك عرب موأخذه نمود و در اين باب كمال شدّت و غلظت مىفرمود و قوام الدّوله را مطلقا به نظر درنمىآورد . چون ظلم و تعدّى امير آلتونتاش از حدّ بگذشت ، در روز سيّم به اشارهء قوام الدّوله ، اهالى شهر او را به قتل رسانيدند . چون قوام الدّوله كربوقا ، خاطر از جانب موصل نيز جمع ساخته ، متوجّه بلدهء رحبه گشت ، اهالى آن شهر در مقام ممانعت و مخالفت درآمدند . قوام الدّوله جدّ و اهتمام بسيار نموده جبرا و قهرا آن شهر را متصرف گشت . امّا به واسطهء آنكه اهالى آن بلده بسيار بىاندامى كرده بودند ، سپاه را به نهب و غارت آن شهر امر فرمود . بعد از نهب و غارت ، يكى از امراى خود را بر رحبه حاكم كرده به جانب موصل مراجعت نمود . و در اين سال ، شش كوكب ، كه عبارت از آفتاب و ماهتاب و مشترى و زهره و مرّيخ و عطارد باشد ، در برج حوت جمع شدند . بنابراين ، جميع منجّمين حكم كردند كه در اين سال ، طوفانى مثل طوفان زمان نوح ، عليه السّلام ، حادث خواهد شد . اين قضيّه اشتهار يافت . خليفه ، المستظهر باللّه ، ابن عيسون منجّم را طلب داشته از حقيقت اين استفسار نمود . ابن عيسون به عرض خليفه رسانيد كه : در زمان نوح ، عليه السّلام ، سيّاره در برج حوت جمع شده بود و الحال