قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2572
تاريخ الفي ( فارسى )
رسيد ، ميانهء جناح الدّوله و امير باغىسيان كدورت و نزاع به حدّى رسيد كه قصد يكديگر كرده منتهز فرصت مىبودند . آخر الأمر ، بىرخصت ملك رضوان از اردوى او گريخته به حلب رفت و پيش مادر ملك رضوان شكايت بسيار كرد و ملك رضوان به اتّفاق امير باغىسيان آهسته از روى آراميدگى متوجّه حلب شده از آب فرات گذشتند . چون به نواحى شهر رسيدند ، معلوم شد كه جناح الدّوله پيش از ايشان به شهر درآمده است . امير باغىسيان چون بر اين حال اطلاع داشت درساعت از ملك رضوان مفارقت نموده عنان عزيمت به صوب أنطاكيه منعطف داشت و أبو القاسم خوارزمى نيز همراه او به أنطاكيه رفت . امّا ، احوال دقاق بن تتش را در تواريخ معتبره بر اين منوال آوردهاند كه تاج الدّوله تتش در ايّام حيات سلطان ملكشاه ، او را به بغداد فرستاده التماس آن نمود كه سلطان ملكشاه يكى از كرايم خود را در سلك ازدواج او كشيده او را سرافراز گرداند . و چون دقاق به بغداد رسيد ، قبل از آنكه اين معنى از پردهء خفا به منصّهء ظهور جلوهگر شود ، سلطان ملكشاه داعى حقّ را اجابت نموده از اين سراى فانى به دار البقا رحلت فرمود و دقاق بالضّروره در ملازمت تركان [ 305 ب ] خاتون و محمود بن ملكشاه به اصفهان رفت و در حين محاصرهء سلطان بركيارق اصفهان را ، دقاق گريخته پيش سلطان بركيارق آمد و مدّتى با ايشان مىبود تا آنكه تاج الدّوله تتش به قصد بلاد عراق عجم متوجّه آن صوب شد . در آن وقت دقاق از اردوى سلطان بركيارق بيرون آمده به پدر ملحقّ گشت و در معركهاى كه تاج الدّوله كشته شد دقاق حاضر بود . بعد از كشته شدن پدرش به اتّفاق ابتكين ، كه غلام تاج الدّوله بود ، به سر حدّ امارت رسيده روى به حلب نهاده به برادر خود ملك رضوان پيوست . چون چند روز گذشت ، امير ساوتكين خادم ، كه از قبل تاج الدّوله والى قلعهء دمشق بود ، خفيه پيش دقاق كس فرستاده پيغام داد كه : اگر لطف نموده متوجّه اين جانب شده ولايت شام را ، كه اوّلمملكت پدر است ، به قدوم مسرّتلزوم خود مشرّف سازند ، اسباب سلطنت و جهاندارى مهيّا و ميسّر است . دقاق چون اين بشارت شنيد بىتوقّف از روى سرعت و استعجال هرچه تمامتر متوجّه آن صوب گشت و ملك رضوان بر اين حال اطلاع يافته جمعى كثير را فرمود كه دقاق را تعاقب نموده از هرجا كه باشد گرفته بياورند . اتّفاقا ، آن جماعت هر چند تردّد و اهتمام نموده به گردش نرسيدند و دقاق در شهر دمشق درآمد و ساوتكين به مقدم او مسرور گشته شهر و قلعهء دمشق را به تصرّف او داد . در اثناى اين حال ، امير باغىسيان از أنطاكيه كس فرستاده پيغام داد كه : همّت بلند كه مستلزم اطاعت و انقياد امرا و سپاه است آن است كه در حكومت طلب استقلال و استبداد بوده نقش متابعت ملك رضوان از صفحهء خاطر محو كنى تا ما جميع امراى اطراف و جوانب را به