قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2568
تاريخ الفي ( فارسى )
در هيجدهم شهر ذيحجّهء اين سال ، خليفه ، المستنصر باللّه ، ابو تميم معدّ بن ابو الحسن على الطاهر لإعزاز دين اللّه علوى فاطمى بعد از آنكه مدّت شصت و چهار سال بر تمامى ولايت مغرب و ديار مصر و شام حكومت و خلافت كرد تا آنكه مدّت يك سال بساسيرى خطبهء او نيز در بغداد خواند ، چنانچه سابقا در وقايع آن سال قلمى شد ، در سن هفتاد سالگى وفات يافت . در اوان جلوس او بر مسند خلافت هفت ساله بود . بر متتبّعان كتب تواريخ مخفى و مستور نماند كه اگرچه صاحب روضة الصّفا تصريح به آن نموده كه حسن صبّاح حميرى ، كه از جمله دعاة نزار بن المستنصر باللّه است ، به صحبت خليفه المستنصر باللّه مشرّف نشده بود . امّا صاحب الكامل التّاريخ ابن أثير جزرى چنين آورده كه حسن صبّاح حميرى در زىّتّجار به مصر رفت و چون به ملازمت المستنصر باللّه رسيد ، مستنصر دعوت ديار عجم به او حواله فرمود . از وى منقول است كه من از المستنصر باللّه در وقت وداع پرسيدم كه : بعد از تو امام من كه خواهد بود ؟ المستنصر باللّه فرمود كه : بعد از من امام تو پسر من نزار خواهد بود . من بنابراين ، خلايق را به نزار بن مستنصر دعوت مىكنم ؛ چه ، معتبر در طريق ما نصّ اوّل امام است و خلع او معتبر نيست . و نيز از تاريخ روضة الصّفا و بعضى از تواريخ چنين ظاهر مىشود كه المستنصر باللّه به واسطهء رنجشى كه از نزار داشت او را خلع نموده پسر ديگر خود ، ابو القاسم احمد ، را وليعهد خود ساخت و او را به « المستعلى باللّه » ملقّب گردانيد . امّا از تاريخ ابن أثير جزرى چنين معلوم مىشود كه خلع نزار بن مستنصر بعد از فوت مستنصر بود و باعث بر خلع او ، أفضل بن بدر جمالى « 1 » كه امير الجيوش مستنصر بود و ميانهء او و نزار به واسطهء آنكه روزى در ايّام خلافت المستنصر باللّه بدر ، پدر افضل ، سواره از دهليز قصر گذشته به باب الذّهب رفت و نزار جايى ايستاده بود كه بدر ، پدر افضل ، او را نمىديد . اتّفاقا ، نزار فرياد برآورد كه : اى ارمنى سگ « 2 » ، اين چه سوارى است كه مىكنى . از اسب فرود آى . و اين سخن را أفضل بن بدر در خاطر ذخيره داشت تا آنكه در اين سال ، قبل از فوت المستنصر باللّه به يك ماه ، در ماه ذيقعده ، پدر او بدر وفات يافت و أفضل در امارت جيوش قائممقام او گشت . و چون المستنصر باللّه از عالم فنا رحلت فرمود ، افضل بن بدر جميع امرا را از نزار برگردانيده خاطر ايشان را از وى متنفّر ساخت و از همه بيعت ابو القاسم احمد المستعلى باللّه بگرفت .
--> ( 1 ) . متن : بدر جمال . به قياس الكامل و روضة الصّفا تصحيح شد . ( 2 ) . متن : اى ارمنى حلب . به قياس الكامل و روضة الصّفا تصحيح شد .