قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2564
تاريخ الفي ( فارسى )
« قرّة العين » گفتندى « 1 » . قرّة العين عمر دراز داشت ؛ چنانچه ادراك خلافت پسرش ، المقتدى بامر اللّه ، و پسر پسرش ، المستظهر باللّه ، و ادراك پسر پسر پسرش ، المسترشد باللّه ، بود . در زمان خلافت مقتدى ، عباسيّه را رونقى و دولتى مجدّد روى نموده و آن ضعفى كه در خلافت ايشان حادث شده بود روى به قوّت نهاد ؛ چنانچه چندين محلّهء خراب در زمان او مثل محلّهء قطيعه ، محلّهء مقتديّه « 2 » ، محلّهء اجمه ، محلّهء درب القيار « 3 » ، خربة بن جرده ، خربة الهراس « 4 » و الخاتونتين آباد شد . و جميع مناهى و ملاهى و ارباب آن حتّى كبوتربازان را از بغداد اخراج كرده بودند . و در تمامى بلاد عراق زن با مرد بيگانه در كوچه و بازار حرف نمىتوانست زد ، تا آنكه ملاحان از ترس زن و مرد را در يك كشتى نمىگذاشتند ، بلكه كشتى مردان جدا بود و زنان جدا « 5 » . ذكر خلافت المستظهر باللّه در تاريخ ابن أثير جزرى مسطور است كه در روز دوّم از فوت المقتدى بامر اللّه اكابر و اعيان بغداد به اتّفاق وزير با المستظهر باللّه ، كه در آن وقت در سن شانزده سال و دو ماه بود ، بيعت كردند . بعد از انعقاد بيعت ، وزير سوار شده پيش سلطان بركيارق ، كه در آن حين در بغداد بود ، رفت و از وى بيعت المستظهر باللّه بگرفت . در روز سيم از فوت المقتدى بامر اللّه ، عزّ الملك بن نظام الملك وزير بركيارق به اتّفاق باقى امراى سلطان بركيارق و نقبا ، خصوصا نقيب طراد عباسى و معمر على با اتباع و اصحاب خود و از علما مثل غزالى و شاشى « 6 » ، كه در آن زمان مقتداى حنفيّه بود و براى تهنيت خلافت و تعزيت فوت پدر نزد المستظهر باللّه آمده بود ، بعد از اداى مراسم تعزيت به وظايف بيعت قيام نموده تمامى آن جماعت با المستظهر باللّه بيعت كردند . و از جمله وقايع اين سال ، كشته شدن قسيم الدّوله آقسنقر ، جدّ ملوك موصل ، بود بر دست تاج الدّوله تتش بن الب ارسلان . تفصيل اين مجمل آن است كه چون از آن زمان كه تاج الدّوله از آذربايجان به واسطهء جدا شدن قسيم الدّوله آقسنقر و امير بوزان « 7 » از لشكر وى ، طاقت مقاومت بركيارق نياورده به جانب شام مراجعت نمود ، در صدد جمع لشكر و استعداد محاربه مىبود . بعد از جمع سپاه بىكران و تهيّهء اسباب حرب ، امسال از دمشق متوجّه حلب گشت . از
--> ( 1 ) . نام اين بانو در الكامل ( ترجمهء ج 17 ، ص 206 ) به صورت « أرجوان » و در تجارب السّلف ( ص 283 ) به صورت « ارغوان » ضبط شده است . ( 2 ) . م ، ق : مصيعه . ( 3 ) . م : درب القيا ؛ ق ، ش : درب الفنا . ( 4 ) . هر سه نسخه : مزابة الهراس . ( 5 ) . و نيز قدغن كرد كسى بدون پوشش به گرمابه داخل نشود ؛ - ابن أثير ، الكامل . ( منظور آن است كه بدون بستن لنگ و ستر عورت كسى وارد حمام نشود ) ( 6 ) . ق : ساسى . ( 7 ) . م : امير توران ؛ ق ، ش : امير يوران .