قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2559

تاريخ الفي ( فارسى )

از تسخير ولايت ديار بكر بىتوقّف متوجّه تسخير ولايت آذربايجان گشت و چون به آن ولايت درآمد خبر رسيد كه [ 303 ب ] ركن الدّوله بركيارق بن سلطان ملكشاه ، اكثر ولايت عراق عجم را به حوزهء تصرّف خود درآورده و از اطراف و جوانب ملوك كمند اطاعت و انقياد او را در گردن انداخته در مقام فرمانبردارى شدند . و چون بركيارق شنيد كه عمّش ، تاج الدّوله تتش ، به جهت تسخير ولايت آذربايجان با لشكرى آراسته به آن حدود آمده از عراق عجم بىتوقّف متوجّه دفع او گشت . و چون اين خبر ، به اردوى تاج الدّوله رسيد ، امير قسيم الدّوله آق‌سنقر و امير بوزان با يكديگر اتّفاق نموده گفتند كه : ما از روى اضطرار متابعت اين مرد ، يعنى تاج الدّوله ، را اختيار كرده بوديم ؛ چه ، در آن وقت طاقت مقاومت او نداشتيم و از امداد اولاد سلطان ملكشاه كه صاحب ما بود نيز مأيوس بوديم ، اكنون كه ركن الدّوله بركيارق ، ولايت پدر خود را ضبط نموده مطاع و منقاد خلايق گشته ، ما را چه ضرورت است كه همراه تاج الدّوله باشيم . القصّه ، قسيم الدوله و بوزان با متابعان خود از لشكر تاج الدّوله جدا شده به اردوى ركن الدّوله « 1 » بركيارق ملحقّ شدند . بركيارق مقدم ايشان را عزيز داشته هريك را به عنايات پادشاهانه سرافراز گردانيده تاج الدّوله چون اين حالت را مشاهده نمود دانست كه او را قوّت مقاومت بركيارق نيست ، بالضّروره از آذربايجان به جانب شام كه ولايت اصلى او بود مراجعت نمود . چون سلطنت بر بركيارق قرار گرفت ، سعد الدّوله گوهرآيين از بغداد به ملازمت ركن الدّوله بركيارق آمده در مقام اعتذار شد ؛ چه ، شهرت يافته بود كه او ميل به تاج الدّوله تتش داشت و خليفه را بسيار بر خطبه خواندن او باعث بود . القصّه ، چون سعد الدّوله گوهرآيين به اردوى ظفرقرين ملحقّ گشت ، امير گمشتگين جاندار در مقام تعصّب شده تمام اقطاعات او را به امير يلبرد « 2 » داده و شحنگى بغداد را نيز از وى گرفته به امير يلبرد عنايت فرمود . سعد الدّوله منكوب و بدحال در اردوى مىبود . و باقى احوال او عن‌قريب مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه جمادى الثانى خليفه ، المستنصر باللّه علوى ، لشكرى به عزم تسخير مدينهء صور فرستاد . منشأ اين آن بود كه قبل از اين در وقايع سال چهار صد و هفتاد و دويّم از رحلت خير البشر مذكور شد كه سپاه المستنصر باللّه خليفه ، مدينهء صور و

--> ( 1 ) . اين لقب را خليفه مقتدى يك روز قبل از فوتش ( 14 محرّم سال 478 ه . ق ) به بركيارق داد و جانشين وى مستظهر نيز سلطنت بركيارق را تصديق نمود . ( 2 ) . م ، ق : اميريكه ، ش : امير يكبر .