قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2558

تاريخ الفي ( فارسى )

طايفه‌اى به اطاعت صفيه خاتون و طايفه‌اى متابعت محمّد بن شرف الدّوله را اختيار كردند و بين الفريقين در حوالى موصل در موضعى ، كه به « كناسه » مشهور و معروف بود ، نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت . آخر الأمر ، نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علىّ بن شرف الدّوله وزيد و محمّد بن شرف الدّوله فرار برقرار اختيار نمود و على ، بلدهء موصل را در حوزهء تصرّف خود درآورد . در اين اثنا ، ابراهيم بن قريش به آن حدود رسيده در موضع جهينه ، كه به چهار فرسخى موصل بود ، آمد و صفيه خاتون چون از قدوم او خبر يافت مقدم او را عزيز داشته بلدهء موصل را به او تسليم كرد . مقارن آنكه ابراهيم بن قريش به شهر موصل درآمد خبر رسيد كه تاج الدّوله تتش نصيبين و آمد را به حيطهء تصرّف خود كشيده . و در اين اثنا ، كس تتش تاج الدّوله به موصل رسيده به ابراهيم پيغام داد كه : اگر سكّه و خطبه به نام ما كنى فهو المراد ، و إلّا آمادهء جنگ باش . ابراهيم از اطاعت و انقياد تاج الدّوله إبا و امتناع نموده در مقام جمع لشكر شد . و از آن جانب تاج الدّوله تتش با ده هزار سوار آراسته كه ميمنهء آن به آق‌سنقر قسيم الدّوله حواله بود و ميسره به امير بوزان « 1 » ، متوجّه حرب او شد . و ابراهيم بن قريش موازى سى هزار سوار اعراب و اكراد جمع آورده در مقام محاربه و مجادلهء او قيام نمود . در ماه ربيع الاوّل اين سال ، تلاقى فريقين روى نموده و نايرهء جدال و قتال اشتعال گرفت . بعد از كشش و كوشش بسيار ، نسيم ظفر بر پرچم علم تاج الدّوله وزيده ابراهيم را با جمعى كثير از امراى اعراب دستگير نموده همه را به گرسنگى هلاك گردانيد و اموال اعراب را نهب و تاراج نمودند و بسيارى از زنان عرب در اين واقعه ، خود را از خوف آنكه در دست أتراك اسير گردند هلاك ساختند . القصّه ، چون تاج الدّوله تتش بر ولايت موصل استيلا يافت باز ايالت آن ولايت را به خاطر عمّهء خود صفيه خاتون به پسرش ، علىّ بن شرف الدّوله ، ارزانى داشت و از آنجا كس پيش خليفه المقتدى بامر اللّه ، فرستاده التماس آن نمود كه در بغداد خطبه به نام او خوانده شود . گوهرآيين اين معنى را قبول نموده امّا خليفه در مقام دفع الوقت شده انتظار خبر بركيارق مىكشيد و فرستادهء تاج الدّوله را بسيار اعزاز و اكرام نموده به جوابى كه ظاهرا چندان ناملايم نبود بازگردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه تاج الدّوله تتش بعد از فتح موصل عنان عزيمت به عزم تسخير ولايت دياربكر ، متوجّه آن صوب گشت و به مجرّد رسيدن بلدهء ميّافارقين را متصرّف شد . همچنين به اندك‌توجّه ، تمامى ولايت ديار بكر را از دست بنى مروان انتزاع نمود . و بعد

--> ( 1 ) . ش ، ق : امير توران ؛ م : امير بوران .