قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2554

تاريخ الفي ( فارسى )

امّا ، بركيارق چون اين خبر را شنيد كه تركان خاتون با لشكرى عظيم متوجّه اصفهان است و به نواحى آن بلده رسيده به واسطهء قلّت معاون از اصفهان بيرون آمده عنان عزيمت به جانب رى « 1 » منعطف داشت . تركان خاتون با شوكت و عظمت هرچه تمام‌تر به اصفهان درآمده پسر خود محمود را بر سرير سلطنت متمكّن ساخت و مدار مهمّات خلايق به رأى و رؤيت تركان خاتون مفوّض بود . و چون تاج الملك شنيد كه بركيارق طاقت مقاومت تركان خاتون نداشته به جانب رى رفته است ، از حركت خود پشيمان گشته متوجّه اصفهان گشت و به ملازمت تركان خاتون رسيده به عرض رسانيد كه : چون به بالاى قلعه‌اى رفتم ، كوتوال بىخبر مرا دستگير كرده نگاه داشت ، و إلّا من هميشه ملازم اين درگاه بوده‌ام . اكنون كه دولت سلطنت از روى استقلال پناه به اين درگاه آورده باشد ، من چگونه رويگردان باشم . و تركان خاتون عذر او را پذيرفته باز منصب سابق را به او بازگذاشت . و چون بركيارق به رى رسيد ، امير ارغش ، كه از كبار امراى آن دولت بود و صاحب ايماغ « 2 » بسيار ، به او ملحقّ شده او را بر اين داشت كه با تركان خاتون جنگ بايد كرد . و از اين جانب ، تركان خاتون لشكرى آراسته به جنگ بركيارق فرستاد . و قبل از آنكه سپاه تركان خاتون به آن حدود رسند بركيارق به اتّفاق امير ارغش قلعهء طبرك را ، كه از مشاهير قلاع آن ديار و محل محافظت خزاين ملوك ديالمه بود ، جبرا و قهرا به حيطهء تصرّف خود درآورد . در اين اثنا ، لشكر تركان خاتون به نواحى بروجرد رسيد و بركيارق نيز با لشكرى جرّار متوجّه آن صوب گشت . چون ملاقات هردو طايفه روى نمود ، جمعى كثير از امرا از لشكر تركان خاتون جدا شده و ملازمت بركيارق را اختيار كردند « 3 » . اين معنى ، سبب قوّت بركيارق شد ؛ چنانچه بعد از اندك‌محاربه سپاه تركان خاتون طاقت مقاومت نياورده روى به اصفهان نهاده به هزيمت رفتند و بركيارق ايشان را تعاقب نموده تركان خاتون را در اصفهان محاصره نمود . تاج الملك كه مدبّر امور تركان خاتون بود چون از معركهء حرب روى گردانيده به اصفهان نارسيده ، در نواحى بروجرد سپاه بركيارق او را دستگير نموده به خدمت بركيارق رسانيدند . چون بركيارق بر كاردانى و كفايت او در امور ديوانى اطلاع تمام داشت ، مىخواست كه او را وزير خود سازد ، امّا از مماليك نظام الملك ، كه عمدهء لشكر او بودند ، ملاحظه داشت و تاج الملك بر اين معنى اطلاع پيدا كرده فى الحال مبلغ دويست هزار دينار به بزرگان آن طايفه ،

--> ( 1 ) . اين زمان حاكم رى ابو مسلم سروشيارى داماد خواجه نظام الملك بود . ( 2 ) . ايماغ ، يا اويماق به معنى « قوم و قبيله » و « دودمان » است ؛ - شاد ؛ آنندراج ؛ دكتر معين ، فرهنگ فارسى . ( 3 ) . الكامل : « از جمله گمشتگين جاندار و امير يلبرد . »