قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2555

تاريخ الفي ( فارسى )

غير از تحف و هدايا ، داده « 1 » آنچنانكه اكثر ايشان با تاج الملك كمال اتّحاد و يگانگى پيدا كردند . و چون عثمان ، نايب خواجه نظام الملك ، بر اين حال اطلاع يافت فى الحال جمعى كثير از غلامان كوچك خواجه نظام الملك را ، كه تاج الملك از ايشان اعتبارى نگرفته و ملتفت به حال ايشان نشده بود ، بر آن داشت كه : اگر شما در اين وقت قاتل صاحب خود را نمىكشيد ، ديگر كى اينچنين فرصت به دست شما خواهد آمد ؟ القصّه ، عثمان مذكور آن جماعت را آنچنان تحريض و ترغيب بر قتل تاج الملك نمود كه فى الحال جمعى كثير از ايشان اتّفاق نموده در محرّم سال آينده « 2 » تاج الملك را پاره‌پاره كردند . و زمان حيات او چهل و هفت سال بود و به جميع فضايل و كمالات نفسانى آراسته بود ، إلّا آنكه اهتمام او به قتل خواجه نظام الملك تمامى محاسن او را در نظر عقلا به صورت مساوى و مقابح ظاهر ساخته بود . امّا چون كار تركان خاتون در محاصرهء اصفهان به اضطرار كشيد ، جمعى را ميان انداخت تا بر مبلغ پانصد هزار دينار صلح كردند و بركيارق وجه مصالحه را تصرّف نموده دست از محاصرهء اصفهان بازداشت و به جانب همدان رفت . بعد از مراجعت بركيارق ، تركان خاتون در مقام انتقام بركيارق شده ، كس پيش ملك اسماعيل ياقوتى خال بركيارق و پسر عمّ سلطان ملكشاه ، كه در آن وقت والى ولايت آذربايجان بود ، فرستاده و پيغام داد كه : اگر نظام عقد سلطنت بركيارق به سعى تو گسيخته شود ، من در عقد نكاح تو درمىآيم . و اگر نام بركيارق از خطبه و سكّه محو شود خطبهء تو را اجابت كنم . اسماعيل ياقوتى به اين پيغام فريفته شده آرزوى سلطنت و خطبهء منكوحهء سلطان ملكشاه در باطن او [ 303 الف ] استيلا يافت . بنابراين ، از آذربايجان با لشكرى كه گوش سپهر از خروش او كر مىگشت روى به جنگ بركيارق نهاد . چون به نواحى اصفهان رسيد ، تركان خاتون لشكر بسيار به مدد او فرستاد . بركيارق چون بر حقيقت حال اطلاع يافت ، او نيز از حوالى همدان با لشكرى جرّار متوجّه دفع او گشت . بعد از تلاقى فريقين و اشتعال نايرهء جدال ، به واسطهء آنكه جمعى از امراى اسماعيل در حين تصفيهء صفوف از صف او جدا شده به ملازمت بركيارق آمدند ، اسماعيل طاقت مقاومت نياورده روى به گريز نهاد و در هيچ‌جا توقّف نانموده خود را به اصفهان رسانيد . تركان خاتون مقدم او را عزيز داشته نام او را در سكّه بعد از نام پسرش محمود نقش

--> ( 1 ) . بنابه تصريح مرحوم اقبال آشتيانى ، قرار بود تاج الملك اين مبلغ را به‌عنوان رشوه جهت دستيابى به مقام وزارت به بركيارق بدهد ؛ - تاريخ مفصّل ايران ، ص 339 . ( 2 ) . دوازدهم محرّم سال چهار صد و هشتاد و شش . ابن اثير مىنويسد : « يكى از انگشتان بريده‌اش را به بغداد بردند . »