قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2547

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، قزل سارق به موجب فرمان واجب الإذعان متوجّه آن صوب شده حسين قاينى را در قلعه‌اى « 1 » از مفاضات مؤمن‌آباد محاصره نمود . هر روز از جانبين جنگهاى مردانه مىكردند تا آنكه كار بر اهل قلعه بسيار تنگ شد و مهمّ ايشان به حدّ اضطرار كشيد ، كه به يك ناگاه خبر فوت سلطان ملكشاه رسيد و قزل سارق خائب و خاسر از محاصرهء آن قلعه برخاست و لشكرش متفرّق گشت و اسماعيليهء قهستان فرصت غنيمت دانسته دست تعدّى و ظلم دراز كردند . و كار حسن صبّاح بالا گرفت ؛ چه ، فرزندان سلطان ملكشاه با يكديگر ، چنانچه عن‌قريب قلمى خواهد شد ، به خصومت و نزاع درآمده از دفع او غافل شدند . و در روضة الصّفا مسطور است كه چون دولت حسن صبّاح استقامت گرفت رئيس ابو الفضل به خدمتش مبادرت نموده در سلك اصحاب او منتظم گشت . حسن صبّاح با او گفت كه : اى رئيس ، چه مىگويى ؟ دماغ من مخبّط شده بود يا دماغ تو ؟ شربت معطّر و غذاى مزعفر « 2 » در خور تو بود يا لايق من ؟ اكنون ديدى كه چون دو يار موافق من جميع الوجوه سخن‌شنو يافتم چگونه به سخن خود وفا نمودم ؟ و گويند كه حسن صبّاح بعد از قتل خواجه نظام الملك و فوت سلطان ملكشاه ، رئيس ابو الفضل را به اين حديث مخاطب و معاتب ساخت . در تواريخ معتبره مسطور است كه نوبتى از متابعان حسن صبّاح نام آباء و اجداد او را بر اين نهج كه : حسن بن علىّ بن حسن بن محمّد صبّاح حميرى يمنى نوشته پيش او بردند . او بر ايشان انكار بليغ كرد و فرمود تا آن نوشته را به آب شستند و گفت كه : نزد بندهء مخلص ، امام بودن محبوب‌تر است از آنكه فرزند ناخلف او باشم ، چه جاى فرزند يكى از سلاطين . ذكر شمّه‌اى از معتقدات اسماعيليه بر وجهى كه در كتب اهل سنّت ايراد نموده‌اند ببايد دانست كه شمّه‌اى از تحقيق مذهب اسماعيليه قبل از اين در وقايع سال ابتداى دولت علويّهء مصر قلمى گشته بود . اكنون خلاصهء آنچه مير سيّد شريف جرجانى و غير او در بعضى از مصنفات خود از احوال ايشان ايراد نموده [ اند ] در اين مقام ثبت مىافتد . و باللّه التّوفيق .

--> - واقع در جنوب خراسان ، استقلال خود را از سلجوقيّان اعلام كردند . محتملا در ديلمان و قهستان ، هردو ، وجود سنن و شعائر شيعىمذهبان راه را براى قبول و پشتيبانى مردم از عقايد اسماعيليان هموار كرده بود . و بنابه تصريح مؤلّف فرقهء اسماعيليّه ، حسن قائنى خود اهل قهستان بود . ( ص 159 ) و نيز بىحرمتى عامل سلجوقى قهستان به خاندان سيمجورى ، كه مورد احترام اهالى محل بود ، از عوامل مهم نفوذ سريع آراء اسماعيليان در آن منطقه شد ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، ص 405 . ( 1 ) . نام اين قلعه در تاريخ سيستان « حصاردرّه » ضبط شده است . ( 2 ) . مزعفر : غذايى كه با زعفران پخته شده باشد .