قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2548
تاريخ الفي ( فارسى )
بدان كه اسماعيليه را در كتب به القاب بسيار ذكر مىكنند « 1 » . از جملهء القاب ايشان باطنيّه « 2 » است ؛ چراكه ، معتقد ايشان آن است كه قرآن را باطنى و ظاهرى هست و مراد حقّ ، سبحانه و تعالى ، باطن قرآن است نه ظاهر او « 3 » كه از علم لغت معلوم مىشود ؛ چه ، نسبت ظاهر او به باطنش بعينه همچو پوست است به مغز ، لهذا كسى كه متمسّك به ظاهر او مىشود هميشه معذّب به تكاليف شاقّه از نماز و روزه و زكات و حجّ مىباشد و آنكه دست به باطن او مىزند از اين تكاليف خلاص يافته به راحت و استراحت مىرسد . و مستند ايشان در اين باب كريمهء فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ « 4 » . و بر ارباب ، فطنت و انصاف مخفى و مستور نماند كه مضمون اين كريمه را كه مخبر از احوال دوزخ است ، به هيچ وجه دلالت بر مطلوب ايشان نيست ، غير از آنكه لفظ باطن و ظاهر [ 302 الف ] در اين آيهء مذكور است و باطن را طرف رحمت دانسته ؛ چراكه ، عبارت از بهشت است و ظاهر او چون متّصل به دوزخ است آن را جهت عذاب دانسته . و اين استدلال واهى را باطنيّه از فرقهء منصوريّه ، كه اتباع أبو منصور عجلىاند ، فراگرفتند . و اين أبو منصور خود را از مخلصان و متابعان امام جعفر صادق ، عليه السّلام ، مىدانست . و چون به واسطهء بعضى از معتقدات فاسده ، آن حضرت از وى تبرّا نموده او را از پيش خود راند ، او دعوى امامت از براى خود كرد و گفت كه : امامت از امام محمّد باقر به من منتقل شده . و مىگفت : چون مرا به آسمان بردند ، حقّ ، سبحانه و تعالى ، دست خود بر سر من كشيده و گفت : اى پسرك ، برو و احكام مرا به خلايق برسان . بعد از آن ، من به صورت كف ، يعنى قطعهاى ابر پايين آمدم . و كريمهء وَ إِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَرْكُومٌ « 5 » را به اعتقاد فاسد خود مؤيّد اين معنى باطل مىداند . و او قبل از آنكه دعوى امامت براى خود كند
--> ( 1 ) . نامهايى كه اسماعيليان بدانها خوانده شدهاند بر دوگونه است : يكى نامهايى است كه خود بر خويشتن نهادهاند ، و ديگر نامهايى كه دشمنان آنها بدانها دادهاند . اسماعيليان خود را سباعى ، اسماعيلى باطنى ، اصحاب تعليم ، اصحاب الدعوة الهاديه ، اصحاب دعوت هاديهء مهديه ، اسماعيليه ، اهل تأويل ، اهل تأييد ، اهل تربيت و اهل حقّ خواندهاند . و دشمنان بر آنها اسامى قرمطيه ، ملاحده ، زنديق ، معطل ، فاسق ، كافر ، ثنوى ، مجوسى ، اباحى ، مقنعيه ، بابكيه ، صباحيه ، محمره ، مبيضه ، فداويه ، حشيشيه و مزدكيه نهادهاند ؛ - هاجسن ، فرقهء اسماعيليه ، گفتار مترجم ، ص 16 . ( 2 ) . در خصوص كيش باطنيّه و مسائل مربوط به ظاهر و باطن دين ؛ - ناصر خسرو ، وجه دين ، گفتار دهم ، ص 61 - 68 . ( 3 ) . فريدون بدرهاى مترجم فرقهء اسماعيليه از قول دكتر عبد الحسين زرّينكوب مىنويسد : « . . . در سلسله مراتب روحانى ، اسماعيليّه از روى تقليد عامّه تسليم به ظواهر نمىشدهاند و لازم مىديدهاند كه در وراى ظواهر به معرفت بواطن و حقايق هرچند البتّه به هدايت و ارشاد معلّم يعنى امام باشد نائل آيند . » ؛ - هاجسن ، فرقهء اسماعيليه ، ص 14 . ( 4 ) . پس ميان ايشان ديوارى برآورند كه آن را دروازهاى باشد كه درون رحمت است و بيرون آن عذاب ؛ ( حديد ، 13 ) . ( 5 ) . و اگر پارههايى از آسمان را افتاده ببينند ، گويند : ابرى است برهم نشسته ؛ ( طور ، 44 ) .