قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2546
تاريخ الفي ( فارسى )
نشده بود ، متابعان حسن صبّاح از تاخت و تاراج آن امير به تنگ آمده با يكديگر چنين قرار دادند كه آن قلعه را به چند مرد جريده ، كه آذوقهاى قليل ايشان را مدّت كثير كافى باشد ، سپرده خود متوجّه جايى ديگر شوند . حسن صبّاح اين معنى را از آن جماعت فهميده با ايشان گفت كه : از امام ، يعنى المستنصر باللّه ، چيزى به من رسيد كه مىفرمودند ساكنان قلعهء الموت بايد كه از آن مكان نقل و تحويل نكنند كه بىشك آنها را در آن موضع اقبال عظيم روى خواهد نمود . اين سخن در خاطر اسماعيليان قرار گرفته آن انديشه را بر طرف ساختند و دل بر شدائد و مقاسات نهاده آن قلعه را « بلدة الإقبال » و آن مژده را « لذّة الاقبال » نام نهادند . و اكنون نيز در ميان آن طايفه متعارف است كه تعبير از قلعهء الموت به « بلدة الإقبال » مىنمايند . و فدائيان حسن صبّاح شروع در ايذا و اضرار اهل سنّت نموده جمعى كثير از علما و فضلاى آن طايفه را به قتل رسانيدند . و چون اين خبر ، به سمع سلطان ملكشاه رسيد ، امير ارسلان تاش نامى را با لشكرى آراسته جهت تسخير قلعهء الموت و استيصال حسن صبّاح نامزد فرمود . امير مشار اليه با طايفهاى از دليران بعد از قطع مراحل و منازل به آن حدود رسيده قلعهء الموت را محاصره نمود . در آن وقت از رفيقان حسن صبّاح زياده از هفتاد كس در آن قلعه نبودند و ايشان اندك ذخيره داشتند كه به آن سدّ رمق مىنمودند و در جنگ و جدال مراسم سعى و اجتهاد به جاى مىآوردند . در اين اثنا ، حسن صبّاح كس پيش دهدار أبو على ، كه در نواحى قزوين به دعوت او مشغول مىبود و جمعى كثير را از ولايت قزوين و ابهر به بيعت او درآورده بود ، فرستاده پيغام داد كه : محل مدد است . بايد كه بىتوقّف به سپاه و آذوقه امداد نمايى . دهدار أبو على فى الحال سيصد مرد مكمّل و مسلّح را به مدد او فرستاد و اين جماعت انتهاز فرصت نموده خود را به قلعهء الموت رسانيدند . بعد از آن به معاونت جماعتى از رودباريان ، كه در نواحى آن قلعه ساكن بودند ، بر سر لشكر امير ارسلان تاش شبيخوان آورده اكثر ايشان را به قتل رسانيدند و باقى روى به هزيمت نهاده متفرّق گشتند و غنايم بسيار به دست رفيقان افتاد و قلعهء ايشان از آذوقه پر شد . چون امير ارسلان تاش و گريختگان به اردوى سلطان ملكشاه ملحقّ گشت ، قزل سارق « 1 » را ، كه از امراى كبار سلطان ملكشاه بود ، حكم شد كه با لشكرهاى خراسان متوجّه دفع اسماعيليهء خراسان « 2 » ، كه مقدّم ايشان حسين قاينى بود ، گردد .
--> ( 1 ) . جوينى وى را « قزل ساريغ » و رشيد الدّين فضل اللّه « قزل ساروغ » ضبط كردهاند . ( 2 ) . مقارن با فتح قلعهء الموت ، اسماعيليان با تصرّف چندين شهر كوچك در قهستان ، سرزمينهاى خشك و بىحاصل -