قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2522

تاريخ الفي ( فارسى )

از مشاهدهء اين صورت من و متوكّلان متعجّب و حيران شده و من در خاطر خود اين حال را فال نيكو گرفتم و از آن تاريخ ، مدّت سى سال شده كه من در جهان حكومت مىكنم و پيوسته خواهانم كه آن جوان را كه اين نوع مروّت نسبت به من ظاهر ساخته بود ملاقات نموده عذرخواهى او چنانچه لايق كريمان است نمايم به هيچ‌وجه اثرى از آثار آن جوان نمىيابم . اكنون گمان من ، بلكه يقين آن است كه آن شخص از رجال غيب بود . و سديد الدّين محمّد بخارى آورده كه خواجه نظام الملك در هرات و بغداد و اصفهان و ساير بلاد عرب و بلاد روم بسيارى از بقاع خير طرح انداخته به اتمام رسانيد . از آن جمله ، در بغداد مدرسه‌اى ساخت كه او را « نظاميّه » مىگويند . و آن مدرسه‌اى بود بغايت متبرّك . هيچ كس از طلبه در آنجا تعلّم و تلمّذ ننمود كه از فنون علم بهره‌ور نگرديد و بسيارى از فحول علما در آن مدرسه ساكن گشته درس گفته‌اند ؛ مثل شيخ ابو اسحاق شيرازى ، حجّة الاسلام محمّد غزالى « 1 » . و به صحّت رسيده كه چون خواجه از عمارت آن مدرسه فراغت يافت ، خازنى دار الكتب را به شيخ ابو زكريا خطيب تبريزى « 2 » داد . و او هر شب شراب خوردى و شاهد آوردى . بوّاب مدرسه نوبتى شمّه‌اى از قضيّه به عرض خواجه رسانيدند . خواجه در جواب فرمود كه : هرگز اين معنى باور ندارم . اگرچه به چشم خويش ببينم ، امّا خلجانى به خاطر خويش راه يافته بود . تا آنكه شبى از شبها خواجه تغيير وضع نموده به مدرسه آمد و به بالاى بام رفته از روزنه احتياط نمود . آنچه بوّاب گفته بود به چشم خود مشاهده نمود . على الصّباح روز ديگر ، شيخ أبو زكريا خطيب را طلب داشته بسيار التفات و پرسش نمود . بعد از آن ، وظيفهء او را دوچندان ساخت . فقيه أبو زكريا خوشحال و خرّم به وثاق خود بازگرديد و خواجه برات وظيفهء او را مهر كرده به يكى از ملازمان خود داد و فرمود كه : اين برات پيش شيخ ابو زكريا بر و سلام من برسان و با او بگو كه فلان كس مىگويد به خدا سوگند كه در ابتدا نمىدانستم و معلوم من نبود كه آن جناب را اين نوع ، اخراجات ضرورى واقع مىشد ، و گرنه در آن زمان ، كه تعيين وظايف مىنمودم ، به آن مقدار وظيفه كه در شرط واقف به نام شيخ رقم شده رضا نمىدادم .

--> ( 1 ) . طرطوشى در كتاب سراج الملوك ( ص 216 ) داستان بناى اين مدرسه و اختلاس بخشى از وجوهى را كه براى آن تخصيص يافته بود نقل مىكند ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 5 ، پانوشت ص 212 ؛ هندوشاه ، تجارب السّلف ، ص 280 . ( 2 ) . مراد ، يحيى بن علىّ بن محمد شيبانى تبريزى مكنى به « ابو زكريا » و معروف به « خطيب تبريزى » از ائمهء لغت و ادب است . تولّد وى به سال چهار صد و بيست و يك و وفاتش پانصد و دو بوده است ؛ - زركلى ، الأعلام .