قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2523

تاريخ الفي ( فارسى )

چون فرستادهء خواجه با شيخ ابو زكريا ملاقات نموده صورت حال معروض داشت ، شيخ دانست كه خواجه بر اسرار او وقوف يافته . اين معنى سبب خجالت و انفعال او شده دست در انابه و توبه زده بعد از آن در مدّت حيات خود هرگز گرد معاصى نگشت و خود را از آلايش گناهان بپالود . در روضة الصّفا مسطور است كه خواجه نظام الملك يكى از معتمدان خود را ، كه ملقّب و موسوم به « أبو سعيد احمد بن محمّد نيشابورى صوفى » بود ، مشرف عمارت نظاميّهء بغداد ساخت « 1 » . چون مدرسه به اتمام رسيد ، منهيان به عرض خواجه رسانيدند كه أبو سعيد خيانت كرده و زر بسيار از وجه عمارت تصرّف نموده . أبو سعيد از كيفيّت حادثه واقف شده به بصره گريخت و از گريختن پشيمان شده باز به بغداد مراجعت نموده پيش خواجه رفت و از روى تضرّع و استكانت گفت : اى خداوند ، [ 298 ب ] تو اين مدرسه را خالصا لوجه اللّه بنا فرموده‌اى . هركه در او خيانت كرده به خدا واگذار تا تو ثواب يا بى و خائن و بال به قيامت برد . خواجه فرمود : اى احمد ، انديشهء من از مال نيست كه تو بردى ، بلكه اندوه من آن است كه زمان فوت شده و تدارك امكان ندارد ؛ چه ، من خواستم كه اين مدرسه در غايت رضانت « 2 » و استحكام باشد كه به مرور ايّام و شهور اعوام « 3 » انهدام به قواعد آن راه نيابد . القصّه ، خواجه به أبو سعيد زياده از اين سخن نگفت . و نيز در روضة الصّفا مسطور است كه شخصى از فضلا گويد كه در زمانى كه نوبت اوّل سلطان ملكشاه در بغداد بود ، بر خاطر خواجه نظام الملك انديشهء زيارت كعبه خطور كرد . از سلطان دستورى خواست . چون مرخّص شد ، فرمود تا احمال و اثقال او را به جانب غربى بغداد كشيدند و در آن موضع ، چند روز جهت سرانجام مهمّات ضرورى توقّف افتاد . نوبتى من به خدمت او شتافتم . چون نزديك به خيمهء خواجه رسيدم چشم من بر شخصى افتاد كه سيماى صلاح و ولايت از ناصيهء او هويدا بود . چون به نزديك او رفتم رقعه‌اى به من داد و گفت : اين امانتى است از وزير نزد من . لطف فرماى و به او برسان . من آن كاغذ پاره را از وى گرفته به خيمهء خواجه درآمدم ناخوانده به دست خواجه دادم و كيفيّت حال معروض داشتم . خواجه بعد از مطالعهء رقعه در گريه افتاد و گريستن او به مرتبه‌اى رسيد كه من از دادن رقعه

--> ( 1 ) . نظام الملك كه خود پيرو مذهب شافعى بود ، مقرّر كرده بود كه مدرّسان ، وعّاظ ، و كتابدار نظاميهء بغداد بايد شافعى باشد . احتمالا نظام الملك نخستين كسى بود كه رسم برقرار كردن مدد معاش براى طلّاب مدارس و مقرّرى براى مدرّسان را متداول كرد ؛ - سبكى ، طبقات الشافعيّه ، ج 3 ، ص 137 . ( 2 ) . رضانت : به احتمال زياد املاى اين كلمه صحيح نيست و بايد « رزانت » باشد به معنى سنگينى و وقار كه با سياق جمله نيز تطبيق مىكند . - و . ( 3 ) . شهور اعوام : ماه‌هاى ساليان . - و .