قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2459

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سال چهار صد و شصت و پنجم از رحلت خير البشر از جمله وقايع اين سال آنكه تاج الدّوله تتش بن الب ارسلان از دمشق به عزم تسخير انطاكيهء روم متوجّه آن صوب گشت . چون اين خبر ، به سمع شرف الدّوله ، حاكم حلب و موصل ، رسيد از خوف آنكه مبادا تتش متوجّه بلاد او گردد به جميع سپاه از اعراب و اكراد فرمان داده در اندك‌زمان لشكرى انبوه فراهم آورد . بعد از اجتماع لشكر فراوان كس پيش المستنصر باللّه علوى به مصر فرستاده پيغام داد كه : اگر خدمت خليفه امداد ما نمايد ولايت سامرا به آسانى از جهت ايشان تسخير نموده مىشود . و المستنصر باللّه وعدهء امداد نموده او را بر گرفتن شام تحريض فرمود . بنابراين ، شرف الدّوله از حلب متوجّه شام گشت . چون اين خبر ، به سمع تتش رسيد فى الحال به طريق استعجال مراجعت نموده پيش از آنكه شرف الدّوله به آنجا رسد خود را به دمشق رسانيد و شرف الدّوله متعاقب او رسيده او را در دمشق محاصره نمود . هرروز ميانهء ايشان و سپاه تتش محاربه و مقاتله واقع مىشد و شرف الدّوله انتظار امداد المستنصر باللّه علوى مىداشت و به اعتماد و به استظهار جدّ و جهد مىنمود كه در اين اثنا ، روزى تتش با جميع سپاه خود از قلعهء دمشق بيرون آمده به هيئت [ 291 ب ] مجموعى بر لشكر شرف الدّوله حمله آورد . بعد از كشش و كوشش بسيار ، سپاه شرف الدّوله ، كه اكثر از اطراف و جوانب جمع آمده بودند ، روى به هزيمت نهاده مانند بنات النّعش « 1 » متفرّق گشتند . امّا شرف الدّوله خود ثبات قدم ورزيده در مقام جدال و قتال اهتمام مىنمود تا آنكه كار به جايى رسيد كه اسير و دستگير گردد و با وجود آن از امداد

--> ( 1 ) . صورت فلكى در نيمكرهء شمالى شامل هفت ستاره ، كه به چهار ستارهء آن نعش و به سه ستاره ديگر بنات مىگويند . - و .