قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2460
تاريخ الفي ( فارسى )
المستنصر باللّه مأيوس گشت . بنابراين ، بالضّروره از روى وقار و سكينه عنان عزيمت به جانب بلاد خود منعطف داشت و سپاه تتش نيز به آن قانع شده دست از تعاقب او بازداشتند . امّا خدمت شرف الدّوله چون از دمشق دور شد ، اظهار آن نمود كه به بلاد فلسطين مىروم و از اين جهت اوّلا ، به مرج الصّفر رفت و از آنجا از راه بيابان روى به حلب نهاده به ايلغار هر چه تمامتر متوجّه آن صوب گشت . و در اين ايلغار ، بسيار از اسب و شتر و سپاهش هلاك شد و چندين خلايق از همراهى او بازمانده در آن صحراى بىآب و گياه از تشنگى هلاك شدند . و سبب ايلغار او آن بود كه خبر به او رسيده بود كه جماعتى از اعداى او متوجّه بلاد او شده در مقام خرابى درآمدهاند . و هم در اين سال ، ميانهء تتش بن الب ارسلان و سلطان ملكشاه محاربه واقع شد و تتش اسير گشت و بعد از گرفتارى باز سلطان ملكشاه از سر گناه او درگذشت و باز او را بر دمشق حاكم گردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه شيخ ابو اسحاق شيرازى ، كه در آن وقت امام خلايق بود ، از بغداد به رسم رسالت خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، به اصفهان پيش سلطان ملكشاه آمد . و در وقت آمدن به هر شهرى كه مىرسيد اهالى آن بزرگ و كوچك ، مرد و زن ، به استقبال او بيرون مىرفتند و ركاب او را مىبوسيدند و خاك پاى استر او را از جهت تبرّك برمىداشتند . و در وقت عبور او به بازارها ، اهالى بازار از جميع اصناف و صنّاع آنچه مقدور ايشان بود بر وى نثار مىكردند ؛ چنانچه چون به شهر ساوه رسيد خبّازان نان بر محفّهء وى نثار كردند و ميوهفروشان اقسام ميوهها و حلواييان حلواها . و هرچند شيخ منع ايشان مىنمود ممتنع نمىشدند تا آنكه گذارش بر بازار كفشدوزان افتاد . ايشان كفشهاى كوچك ، كه از براى اطفال مىدوختند ، در كمال نرمى و نزاكت بر محفّهء شيخ نثار كردند و از اطراف و جوانب محفّه چندان كفش كوچك ريختند كه از حساب و شمار بيرون بود . القصّه ، چون شيخ به اردوى ملكشاه رسيد سلطان ملكشاه كمال تعظيم و احترام او بهجاى آورده جميع مطالبى كه از قبل خليفه به عرض رسانيد ، به انجاح مقرون گشت . و در آن وقت ، امام الحرمين ابو المعالى جوينى « 1 » نيز در اردوى سلطان مىبود و مكرّر ميانهء شيخ ابو اسحاق و امام الحرمين در مجلس خواجه نظام الملك مباحثات واقع شد كه ذكر تفاصيل آن مناسب مقام نيست .
--> ( 1 ) . عبد الملك بن ابو محمّد عبد اللّه بن يوسف بن عبد اللّه جوينى ملقّب به « ضياء الدّين » و مكنّى به « ابو المعالى » و معروف به « امام الحرمين » ( 419 - 478 ه . ق ) . امام محمّد غزالى طوسى ، كياى هراسى ، ابو المظفّر خوافى ، ابو المظفّر أبيوردى ، ابو القاسم حاكمى و ابو القاسم أنصارى از شاگردان وى بودند ؛ - زركلى ، الأعلام ، ج 2 ، ص 598 .