قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2451
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و شصت و سيّم از رحلت خير البشر در اين سال ، تكش « 1 » بن الب ارسلان بر برادر خود سلطان ملكشاه بيرون آمد و از حدود ترمد متوجّه نيشابور گشت . منشأ عصيان او آن بود كه سلطان ملكشاه در اوايل اين سال از اصفهان به رى آمد و در رى عرض سپاه خود را ملاحظه نموده نام هفت هزار نفر از جريدهء سپاه خود بيرون كرد « 2 » . خواجه نظام الملك چون به اين معنى راضى نبود ، به عرض سلطان رسانيد كه از اين هفت هزار كس كه سلطان نام ايشان را از دفتر مواجب سپاه خود بيرون فرمود هيچ يك از اينها خيّاط و تاجر و خبّاز و كاتب نيست ، بلكه همهء ايشان پدر بعد پدر ، سپاهى و شمشيرزنند و از اسقاط ايشان مفاسد بسيار ، كه تدارك آن بسيار مشكل تواند بود ، متصوّر است « 3 » . امّا سلطان به سخن خواجه التفات ننموده آن جماعت را از سپاه خود بيرون كرد . بنابراين ، ناچار آن جماعت اتّفاق نموده به قصد ملازمت برادر سلطان ملكشاه ، تكش بن الب ارسلان كه حاكم ترمد و مروشاهجان و حوالى آن بلاد بود ، متوجه آن حدود گشتند . تكش بن الب ارسلان قدوم ايشان را نعمت غيرمتوقّع دانسته هر يكى را به نوعى كه لايق و فراخور او بود بنواخت و به تقويت و اعتضاد ايشان ، طمع در تسخير ممالك خراسان نموده متوجّه آن صوب گشت .
--> ( 1 ) . سلطان ملكشاه علاوهبر تكش چهار برادر ديگر داشت : اياز ، بورى برس ، تتش ، ارسلان ارغو . ( 2 ) . عدّهء كثيرى از اين افراد محذوفه مزدوران ارمنى بودند . اقدام ملكشاه بر اين عمل ناشى از امساك وى بود كه احساس مىكرد داشتن سپاه ثابت بار سنگين اقتصادى دارد . ( 3 ) . نظام الملك اين طعن مشفقانه را در سياستنامه ( فصل بيست و سوّم ، ص 102 ) به صورت دستور العملى قابل اجرا آورده است .