قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2423
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و پنجاه و ششم از رحلت خير البشر در ماه صفر اين سال ، از قبل سلطان ملكشاه ، گوهرآيين به بغداد رفت . خليفه ، القائم بامر اللّه ، در روز ملاقات گوهرآيين خلايق را در دار الخلافه بار عام داده و وليعهد خلافت ، المقتدى بامر اللّه ، بالاى سر جدّ خود القائم بامر اللّه ايستاده بود . بعد از انقضاى مجلس ، خليفه ، القائم بامر اللّه ، به دست خود لوايى بسته جهت ملكشاه با عهدنامهاى كه مشتمل بود بر تقليد خليفه ، فرستاد . در اين سال ، سلطان ملكشاه متوجّه ترمد گشت . خاقان التكين در ترمد برادر خود را گذاشته خود به جانب سمرقند رفت . چون سپاه گردون اشتباه سلطان ملكشاه به حوالى ترمد رسيدند روز اوّل بىتوقّف به محاصرهء شهر مشغول گشتند . در يك ساعت ، خندق آن شهر را ، كه بسيار عميق و عريض بود ، پر كردند و منجنيقها بر وى نصب نمودند . چون برادر خاقان آن حالت را مشاهده نمود ، آن مقدار رعب و هيبت بر وى استيلا يافت كه سراسيمه گشته فرياد « الأمان ، الأمان » برآورد . چون آواز الأمان به گوش هوش ملكشاه رسيد ، سپاه را از محاربه منع فرمود و به ايشان پيغام داد كه : شما بيرون آييد كه به جان و مال و عرض امان داريد . بنابراين ، برادر خاقان با جميع سپاه و حشم و اهل و عيال خود از ترمد بيرون آمده قلعه را به سلطان ملكشاه سپرد . سلطان او را اعزاز و اكرام بسيار نموده به هيچوجه ضررى و آسيبى به منسوبان او نرسانيده قلعهء ترمد را به امير ساوتكين سپرده در باب عمارت قلعه به سنگ محكم و حفر خندق به او مبالغهء بسيار نمود . و از آنجا عنان عزيمت به صوب سمرقند منعطف داشت . چون والى سمرقند ، خاقان التكين ، از توجّه رايات نصرت آيات ملكشاهى خبر يافت