قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2391

تاريخ الفي ( فارسى )

[ 283 الف ] بود ، صنف‌صنف سپاه او را آنچنان تعداد نمود كه سياهى سپاه او قريب به هزار هزار مىرسيد ، امّا سلطان از استماع آن فصول هيچ‌گونه تردّد و پريشانى به خاطر اشرف خود راه نداده اعيان لشكر ظفرپيكر را به فحواى كريمهء ( ان يكن منكم ماته صابرة يغلبوا ألفا باذن اللّه ) « 1 » استمالت داده ، فرمود كه : جنگ را تا سه روز موقوف بايد داشت . روز چهارم كه روز جمعه است بعد از اداى صلوة در محلّى كه خطباى اسلام در جميع بلاد و امصار زبان به كلمهء اللّهمّ انصر جيوش الاسلام و افواج المسلمين « 2 » گشاده باشند و خواص و عوام دست به آمين برداشته ، بر اين كفّار برگشته روز بايد حمله آورد كه غالب على الإطلاق ، تقدّست اسماؤه و توالت نعمائه ، دعاى بىرياى اهل ايقان ملّت محمّدى را ، عليه و آله شرائف التّحيّات من الملك الواهب العطيّات ، ظفر و فيروزى روزى ما خواهد كرد . ان شاء اللّه تعالى « 3 » . لشكريان قول سلطان را به سمع رضا قبول نموده در آن سه روز به تهيّهء آلات حرب مشغول گشتند و روز جمعه بعد از زوال آفتاب از نصف النهار ، سلطان غسل كرده و جامه‌هاى سفيد پوشيده و ساير سپاه نيز در اين امر متابعت او نموده همه بعد از غسل به لباس سفيد ملبّس گشتند و بعد از اداى نماز ، سلطان سر نياز بر زمين ضراعت و ابتهال نهاده از حضرت كارساز بنده‌نواز ظفر و نصرت مسئلت نمود . و چون از دعا و نياز فارغ گشت خوشبويى را طلب داشته به طريق حنوط بر خود پاشيد و فرمود كه : اگر من كشته شوم اين لباس به منزلهء كفن من است . بعد از آن ، روى به سپاه خود آورده فرمود : اى ياران ، هركه ميل جهاد ندارد بر وى حرجى نيست و هم از اين موضع بازگردد ، و هركه با من موافقت دارد از اين حنوط قدرى با خود به كار دارد . جميع سپاه از آن حنوط بر خود ماليده زبان به دعاى سلطان گشادند و تمامى اهل اسلام را كه در آن مجمع حاضر بودند از مشاهدهء ثبات عزم و درستى عزيمت سلطان با وجود كمال رقّت ، آنچنان قوّت شجاعت به حركت آمده بود كه هر يكى را به انفراد به خاطر مىرسيد كه از براى استيصال اهل نكال و و بال ، او تنهايى بىمعاونت احدى كافى تواند بود . القصّه ، سلطان الب‌ارسلان از آن نمازگاه برخاست و سلاح خود را از شمشير و گرز و نيزه و كمان و تير خود برداشت و دنب مركب خود را به دست خود گره داده به محض توكّل خدا

--> ( 1 ) . صورت صحيح آيهء مباركه بدين نحو است : فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ . . . يعنى : و اگر از شما صد تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مىشوند و اگر از شما هزار [ تن ] باشند ، به اذن خدا ، بر دو هزار چيره شوند . . . ؛ ( أنفال ، 66 ) . ( 2 ) . پروردگارا ، سپاهيان اسلام و مسلمين را يارى كن . - و . ( 3 ) . بنا به تصريح ابن أثير ، اين تصميم را ابو نصر محمّد بن عبد الملك بخارى حنفى بر الب‌ارسلان تلقين كرد و گفت : « . . . تو در راه دينى جنگ مىكنى كه خداوند وعدهء پيروزى و برترى آن بر ساير اديان داده است . . . تو روز جمعه بعد از زوال در ساعتى كه خطبا بر منبرند دشمن را به نبرد بخوان . . . » ؛ - الكامل ، ج 17 ، ص 41 .