قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2392
تاريخ الفي ( فارسى )
سوار شد . و دليران صفشكن و شيران مردافكن از روى مردى و مردانگى خود را بر پشت مراكب رسانيده صيت كلمهء اللّه اكبر ، كه شعار محمّديان است ، آنچنان بلند گردانيدند كه غلغلهء آن در گنبد گردون پيچيد . و حقّ ، سبحانه و تعالى ، از كمال عنايت كه به ابقاى اين ملّت بيضا داشت آن آواز را آنچنان مهيب گردانيده به گوش بيهوش سپاه ارمانوس رسانيد ؛ چنانچه در دلهاى ايشان از شنيدن آن آواز رعبى عظيم حادث شد . القصّه ، سران سپاه ارمانوس چون خبر از توجّه سپاه اسلام به عزيمت جنگ يافتند ، در مقام صفآرايى درآمده صد نقيب ، كه در دست هر يكى از ايشان صليبى و با هر صليبى چنانچه رسم و عادت آن طايفه بود سردارى كه طايفهاى از سپاه جرّار گوش به اطاعت و امر و نهى او نموده بود ، ظاهر شدند و در مقابل هر يكى از اين افواج ارمانوسى ، كه عدد ايشان به صد فوج مىرسيد ، جمعى قليل از اهل ايقان ملّت محمّدى ، عليه و آله شرايف التّحيّات ، در ميدان كارزار برآمده و بعد از تلاقى فريقين ، نايرهء قتال و جدال اشتعال گرفت و آتش كارزار افروخته گشت . در اين اثنا ، مقدّمة الجيش سلطان البارسلان ، كه او را « ساوتكين » گفتندى ، به اشارهء سلطان ايلچى [ اى ] نزد ارمانوس قيصر فرستاده پيغام داد كه : هرچند عدد سپاه تو بسيار است ، امّا نيك بينديش كه در مقابل پادشاهى آمدهاى كه آثار غزوات او بر صفحات ايّام از آن لايحتر است كه به بيان و برهان احتياج داشته باشد ؛ مع هذا اگر از اين جرأت پشيمان شده و متقبّل باج و خراج ، كما ينبغى ، شوى و ترك عداوت داده عهود و مواثيق در ميان آورى ، من از سلطان التماس نمايم كه جميع بلاد تو را بر تو مقرّر دارد و هيچ آسيبى از سپاه سلطانى به تو و اتباع تو نرسد . و همانا اگر نصيحت مشفقانه مرا به گوش هوش نشنوى شجرهء اقبال خود را قلع كرده در تضييع ممالك و املاك خويش سعى نموده باشى . چون ايلچى ساوتكين پيش قيصر رفته پيغام ساوتكين رسانيد از شنيدن آن پيغام دود حيرت به كاخ دماغ او راه يافته آنچنان طيش و غضب بر وى استيلا يافت كه رعشه در تكلّم او پيدا شد و ايلچى را به اهانت تمام از پيش خود دور كرده و سوگند ياد كرد كه : اگر همانا ايلچى كشتن از رسوم و عادات سلاطين مىبود ، من تو را همين لحظه مىفرمودم كه پارهپاره مىكردند . بعد از آن ، دست دراز كرده از دست راهبى كه نزديك او بود صليبى كه در دست داشت گرفته دست بر آن صليب نهاده به روح القدس و لاهوت و ناسوت سوگند خورده گفت : من در همين روز بفرمايم كه سرير مرا در موضعى كه پادشاه شما قرار گرفته وضع كنند . و چون ايلچى ساوتكين ، جواب ارمانوس شنيده مراجعت نمود ، ارمانوس روى به امرا و سران سپاه خود آورده مضمون پيغام را ادا نمود و گفت : مصلحت در آن است كه شما به هيئت