قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2367
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و چهل و هشتم از رحلت خير البشر در اوايل اين سال ، سلطان البارسلان از مرو بيرون آمده در ظاهر انكال « 1 » فرود آمد و در آن موضع جميع امرا و اركان دولت خود را جمع نموده از براى پسر خود ملكشاه بيعت گرفته و غاشيهء ملكشاه را بر دوش گرفته قدرى راه در جلو او رفت و جميع خلايق آن روز در جلو ملكشاه پياده مىرفتند . و سلطان البارسلان جشنى عظيم پادشاهانه ترتيب نموده تمامى امرا را خلعتهاى پادشاهانه داد و اكثر ولايات را بر اقارب و امراى خود قسمت فرمود ؛ چه ، اوروم را به برادر خود ارسلان ارغو داد و مرو را به پسر كوچك خود ارسلان شاه ، و صغانيان و طخارستان را به برادر ديگر الياس ، و ولايت بغشور و نواحى آن را به مسعود بن ارماس ، كه از خويشان نزديك بود ، و ولايت اسفزار را به برادر مسعود مودود بن ارماس عنايت فرمود ، و مازندران را به امير اينانج « 2 » ، و ولايت بلخ « 3 » را به برادر ديگر سليمان بن داود . و على هذا القياس ، هر يكى از امراى خود را فراخور حال او رعايت نموده صغار و كبار ايشان را نوازش فرمود و بعد از فراغ از نوازش امرا به ساير طبقات النّاس از علما و صلحا و سادات و فقرا ، هر يكى را به قدر استعداد رعايت فرمود كه جميع خلايق از وى راضى و ثناگر گشته زبان به دعا و ثناى او گشادند . و از جمله وقايع اين سال ، فتح نمودن تميم بن باديس مدينهء يونس مغرب را كه از مشاهير بلاد مغربزمين است . و والى آن مدينه احمد بن خرامان بود كه بعد از فوت معزّ بن باديس تا اين زمان علم مخالفت و عصيان برافراشته پاى از دايرهء فرمان تميم بن معزّ بيرون نهاده بود . و
--> ( 1 ) . الكامل : رايكان . ( 2 ) . ق ، ش : النانج . ( 3 ) . هر سه نسخه : باغ .