قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2368

تاريخ الفي ( فارسى )

سبب اين ، آن بود كه چون به واسطهء غلبهء امراى عرب كه از قبل المستنصر باللّه علوى بر ولايت قيروان و افريقيه استيلا يافته معزّ بن باديس را از آن ولايت بيرون كرده بودند و معزّ به مهديّه اكتفا نمود و بعد از مدّتى قايد بن ميمون صنهاجى ، كه از امراى كبار معزّ بن باديس بود ، از قبل معزّ بن باديس باز بر ولايت [ 280 ب ] قيروان مستولى گشت و مدّت سه سال در آن ولايت مستقل بود . بعد از انقضاى اين مدّت ، قبيلهء هوازه بر وى غالب آمده او را از قيروان بيرون كردند و قايد بن ميمون باز به مهديّه رفت . و تا معزّ بن باديس در حيات بود قيروان را هوازه داشتند ، امّا بعد از فوت معزّ بن باديس ، تميم بن معزّ ، قايد بن ميمون را باستعداد تمام به عزم تسخير قيروان فرستاد و قايد باز ، آن ولايت را از دست هوازه گرفته در حوزهء تصرّف خود آورد تا آنكه در اين سال ، قايد بن ميمون اظهار مخالفت تميم بن معزّ كرده در مقام اطاعت و انقياد ناصر بن علناس درآمده در قيروان و نواحى خطبه به نام ناصر بن علناس خواند . و چون اين خبر ، به سمع تميم بن معزّ رسيد فى الحال لشكرى عظيم بر سر او فرستاد . چون افواج تميم به حوالى قيروان رسيدند قايد بن ميمون دانست كه او را طاقت مقاومت ايشان نيست و امداد ناصر بن علناس در اين وقت به او نمىتواند رسيد . بنابراين ، پيش از آنكه لشكر تميم به آنجا رسد ، قايد قيروان را گذاشته به جانب بجايه ، نزد ناصر بن علناس ، رفت . و چون لشكر تميم به قيروان درآمدند خانه‌هاى قايد را خراب كردند و هركه با او نسبت داشت او را انواع اهانت و ايذا رسانيدند و از آنجا متوجّه ولايت قابس ، كه دار الملك آن ولايت مدينهء تونس بود ، گشتند . والى آنجا از قبل قايد بن ميمون ، احمد بن خرامان جمعيّت نموده در مقام ممانعت و مدافعت درآمد و قريب به يك سال و دو ماه ، لشكر تميم او را محاصره داشتند . آخر الأمر ، چون كار بر وى تنگ شد اظهار اطاعت تميم بن معزّ نموده ، تميم به مصالحهء او راضى شد و خطبه و سكّه در آن ولايت به نام تميم شايع شد و نام ناصر بن علناس را از خطبه انداختند . و امّا قايد بعد از آنكه مدّتى مديد پيش ناصر بن علناس بود ، آخر الأمر ، كس پيش امير العرب فرستاده امارت قيروان را از ايشان خريد و اين نوبت ، به قيروان رفته سور آن شهر را مرمّت نموده بسيار مستحكم گردانيد . و از جمله وقايع اين سال آنكه شرف الدّوله مسلم بن قريش بن بدران صاحب موصل و جزيرهء عرب به ملازمت الب‌ارسلان آمده ولايت انبار و هيت و حربى و السن و بواريح « 1 » را اجاره نمود و در عين مراجعت به بغداد رفت و وزير فخر الدّولة بن جهير با جميع اعيان و اكابر

--> ( 1 ) . الكامل : بوازيج .